تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسالهء سير وسلوك ( تحفة الملوك ) ( فارسي ) — صفحة 191

مساهمون:

ص١٩١
نيز بسا باشد كه استاد سالك را باز امر به صعود بعضى از اين درجات و در ذكر سفرى ديگر كند كه مناسب داند . سالك چون درجات را تمام كرد به ذكر ذاتى شروع كند . و آن به اين نحو است كه : متوجّه ملاحظهء حضرت عزّت ، مجرّد از لباس حرف و صوت و بىتقييد به صفت مخصوص عربى و فارسى گردد ، و نگذارد كه ملابسات حوادث از جسم و عرض و جوهر زحمت آورد . [ 168 ] و اگر به سبب قصور نتواند بنابر حديث رأيت ربّى نورانيّا [ 169 ]
هامش
[ 168 ] - اين عبارت را مصنّف ( ره ) بعينه از عبارت جامى در شرح رباعيّات خود : « از درون سر آشنا و از برون بيگانه وش - اين چنين زيبا روش كم مىبود اندر جهان » اقتباس و اخذ كرده است . چون جامى در ص 72 اين مطلب را إلى قوله : « بر صفت نورى نامتناهى برابر بصيرت دارد » از بعضى عرفاء قدّس الله أسرارهم نقل كرده است ، بدون كم و زياد . [ 169 ] - اين روايت را بدين عبارت در هيچيك از مجاميع حديث شيعه و عامّه نيافتم بلى در صحيح مسلم در كتاب « ايمان » ص 111 از ج 1 با اسناد خود از عبد الله بن شقيق از ابى ذر روايت مىكند قال : سألت رسول اللَّه صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم : هل رأيت ربّك ؟ قال : نور أنّى أراه . و بنا به نقل « المعجم المفهرس » ترمذى و احمد حنبل نيز عين اين عبارت را در مجاميع خود آورده‌اند . و نيز مسلم در « صحيح » در ج 1 ص 111 از كتاب « ايمان » با اسناد خود از عبد الله بن شقيق آورده است كه قال : قلت لأبى ذرّ : لو رأيت رسول الله صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم لسألته . فقال : عن أىّ شيء كنت تسأله ؟ قال : كنت أسأله هل رأيت ربّك ؟ قال ابو ذرّ : قد سألت فقال : رأيت نورا . و نيز بنا به نقل « المعجم المفهرس » احمد حنبل و ترمذى در مجاميع خود نيز به لفظ « رأيته نورا » روايت كرده‌اند . بارى گرچه ضبط حديث اول را به طور استفهام « نور أنّى أراه » در كتب مطبوعه ضبط كرده‌اند ، ولى محتمل است كه اين طرز ضبط از ناشرين باشد و اصل حديث : « نورانى أراه » با ياء نسبت و جملهء خبريّه باشد . چون راوى حديث در هر دو صورت فقط عبد الله بن شقيق از ابى ذر غفارى است ، و بسيار قريب است كه بگوئيم كه هر دو يك روايت است ، غاية الامر رواة حديث آن را نقل به معنى نموده‌اند ، و اختلاف در لفظ حديث پيدا شده است . و الله أعلم .