تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 516

مساهمون:

ص٥١٦
فِي نَفْسِكَ
يعنى خدا را درون خود ياد كن نه با زبانت كه همين معنا به ذهن مىآيد . و مقابل قرار دادن آن با
( وَ دُونَ الْجَهْرِ مِنَ الْقَوْلِ )
بدون آشكار كردن با زبان نيز همين معنى را اقتضا مىكند ، و آن اشاره به ذكر خفى است كه مصطلح صوفيان است ، و لذا آن را مقدّم داشت . مقصود از ذكر اعمّ از ذكر نقشى مثالى است كه از ولىّ امر گرفته شده است و اعمّ از ذكر تمثالى مثالى است كه از آن به فكر و حضور تعبير مىشود و آن تصوّر مثال شيخ نزد ذاكر است و آن در ذكر بودن رساتر از نقشى مثالى است ، و آن رساتر از زبانى آهسته ، و آن رساتر از زبانى بلند است . و ممكن است مقصود از ذكر در نفس مطلق ياد آورى ربّ يا يادآورى امر و نهى او هنگام انجام دادن هر فعلى باشد ، و تفصيل ذكر و اقسام آن و فضيلت هر قسمى از آن در اوّل سورهء بقره در آيهء
( فَاذْكُرُونِي أَذْكُرْكُمْ )
گذشت .
تَضَرُّعاً وَ خِيفَةً
يعنى ذكر كردن با تضرّع ، يا اين كه دو مصدر هستند كه از لفظ خودشان فعل ندارند بنابراين كه مقصود از تضرّع و خيفه يكى از انواع ذكر باشد ، يا مقصود اين است كه در حال تضرّع و در حال خوف . و محتمل است كه ( تضرّعا و خيفة ) مفعول له حصولى يا تحصيلى باشد ، يعنى اين كه رجاء و خوف از لوازم وجود انسان است ، يا از لوازم وجود توست كه هر دو مستلزم ذكر مىباشند .