شما را در آوردنى « 1 » ميان شما - يعنى مكرى و فريوى - از بهر آن كه بود گروهى افزونتر از گروهى ، حقّا كه مىبيازمايد شما را خداى بران ، و پديدار كند شما را روز رستخيز آنچه شما اندران دو گروهى كرده باشد *
93 - و گر خواستى خداى كردى شما را گروهى يگانه ؛ لكن گم كند آن را كه خواهد ، و راه نمايد آن را كه خواهد ؛ و ناچار بپرسند شما را از آنچه شما كرده باشيد *
94 - و مه گيرند سوگندانتان را در آوردنى ميان شما - يعنى خيانتى كه آن گاه بخيزد « 2 » پاىتان از پس استوار ايستادن ، و بچشيد بديها - يعنى عذاب دوزخ - بر آنچه بگردانيد خلق را از طاعت خداى و شما را بود عذاب بزرگ *
95 - و مه خريد بپيمان خداى - يعنى سوگند دروغ بهاى اندك مايه چيزى اين جهانى ، كه آنك نزديك خداى است آن بهتر شما را اگر شما مىدانيد *
96 - آنچه نزديك شماست برسد « 3 » و آنچه نزديك خداى است از ثواب بماند ؛ و هر اينه جزا دهند آن كسها را كه صبر كردند بر مصيبتها ثوابشان نيكوترين آنچه كرده باشند *
97 - هر كى كار نيكو كند باخلاص از نر يا ماده - و او گرويده بود - ما زندگانى دهيم او را زندگانى خوش اندر طاعت ، و پاداش دهيمشان
هامش
( 1 ) - اندر آوردن . ( نا ) - حيله . ( صو ) - بخيانت . ( ابو الفتوح ) - و رجوع شود بآيهء 94 همين سوره .
( 2 ) - اندر آوردن ميان شما تا بگردد . ( نا ) - حيله ميان يكديگر تا بلغزد . ( صو )
( 3 ) - نيست گردد . ( خ ) - برسد . ( نا ) - سپرى شود . ( صو )