و عدل و او بود بر راه راست ؟ *
77 - و مر خداى راست همه ناپيدائيها كه اندر آسمانها و زمين است ، و نيست كار رستخيز اندر زودى مگر چون بر هم زدن چشم ، يا او « 1 » نزديكتر . كه خداى بر همه چيزى تواناست *
78 - و خداى بيرون آورد شما را از شكمهاى مادرانتان نه دانستيد هيچ چيزى ، و كرد شما را شنواى و بينائيها « 2 » و دلها تا مگر شما شكر كنيد *
79 - نه بينند فرا مرغان را فرمان بردار كرده اندر هوا ميان « 3 » آسمان و زمين نگاه نداردشان مگر خداى ؟ كه اندران نشانهاست و عبرت گروهى را كه بگروند *
80 - و خداى كردست مر شما را از خانهاتان آرامگاهى ، و بكردست ساخته مر شما را از پوستهاى چهارپايان خانها ، - يعنى اديمين - ، كه سبك آيدتان برداشتن آن روز به سفر شدن شما و روز خانمان بودنتان ، و از پشمهاى ايشان و اشتر پشم ايشان و از مويهاى آن ، خواستها و برخورداريها تا روز مرگ « 4 » *
81 - و خداى بيافريدست شما را از آنچه آفريدست سايهوانها ، و كردست شما را از كوهها غارها و جايها « 5 » ، و كرد شما را پيراهنها « 6 »
هامش
( 1 ) - يا آن . ( نا ) - بنمايش چشم ، يا وى . ( صو )
( 2 ) - اشنواى و بيناى . ( خ )
( 3 ) - ميان . ( نا . خ ) - اندر گشادگى . ( صو ) - ترجمهء : جو .
( 4 ) - و پوستهاى آن ( ترجمهء : اوبارها ) و مويهاى آن كالاى و برخوردارى تا هنگام . ( خ ) - و مويهاى آن اشتران ( ترجمهء اوبارها ) و موى بزان جامها و كالا تا ديرگاه .
( نا ) - و پشمهاى اشتران و مويهاى بزان جامه و برخوردارى تا هنگام . ( صو )
( 5 ) - پوششها . ( خ ) - خانها اندرون . ( نا ) - آرامگاه . ( صو ) - اكنان .
( 6 ) - پيراهنها . ( نا ) . جامها - سرابيل .