تا باز دارد از شما گرما ، و در [ ع ] ها بيافريدست تا نگاه دارد شما را از دشمن شما « 1 » . همچنين تمام مىدارد نعمت خويش بر شما تا مگر شما گردن نهاده مىباشيد و مسلمان « 2 » *
82 - پس اگر برگردند هست بر تو رسانيدن پيغام پيدا هويدا « 3 » *
83 - مىشناسند نعمتهاى خداى را پس انكار كنند آن را ، و بيشتر - ايشان ناگرويدگاناند *
84 - و روز قيامت بفرستيم از هر گروهى گواهى ، پس آن گاه دستورى ندهد آن كسها را كه كافراند و نه ايشان را وادنيا هلند « 4 » *
85 - و چون بينند آن كسها كه كافراند عذاب را نه سبكتر كنند « 5 » ازيشان و نه ايشان را زمان دهند *
86 - و چون به بينند آن كسها كه هنباز گرفته باشند هنبازانشان را - يعنى بتان را - گويند : اى بار خداى ما ايشانند هنبازان ما آنك مىخوانديمشان از تو ، بيفكنند « 6 » سوى ايشان گفتار - يعنى بتان كافران را جواب دهند - كه : شما دروغزنانايد *
87 - و بيفكنند « 7 » بخداى آن روز گردن نهادن « 8 » و ناپديد شود ازيشان آنچه بودند كه بدروغ مىبافتند *
هامش
( 1 ) - جامها كه نگاه دارد شما را از حرب شما . ( خ . صو ) - و پيراهنها تا نگاه دارد شما را اندر حرب شما . ( نا ) - و سرابيل تقيكم بأسكم . در متن : كلمهء « درها » شايد « زرها » باشد . هر چند بصراحت « درهاست »
( 2 ) - تا مگر گردن نهيد .
( خ . نا )
( 3 ) - رسانيدن هويدا . ( خ . نا ) ، در متن كلمهء « پيدا » بالاى سطرست و ظاهرا زايدست و الحاقى .
( 4 ) - پس نه دستورى داده آيد كافران را و نه ايشان را عذر پذيرند . ( خ ) . . . و خشنودى ايشان نجويند . ( صو ) . . . و نه ايشان را خشنود كنند . ( نا ) - كلمهء اول تركيب ترجمهء « يستعتبون » مفهوم نشد . يعنى « وادنيا »
( 5 ) - عذاب ، سبك كرده نيايد . ( خ )
( 6 ) - از فرود تو و بيفكندند . ( نا ) - از بيرون تو بفكندند . ( خ )
( 7 ) - و بفكندند . ( خ )
( 8 ) - صلح . ( خ . نا ) - آشتى . ( صو )