67 - و از ميوههاى « 1 » خرما بنان و انگورها مىكنند از خرما و انگور شراب « 2 » و طعامهاى خوردنى و روزيهاى نيكو « « 3 » » . كه اندر آن نشانى و عبرت است گروهى را كه خردمندى كنند « 4 » *
68 - و الهام داد خداى تو با زنبوران انگبين « 5 » كه فرا گيرند از كوهها خانها و از درختان نيز و از آنچه مردمان مىكنند از برز آن آرامگاه گيرند « 6 » *
69 - پس بخوريد از همه ميوهها شيرين و خوش پس اندر خراميد « 7 » براههاى خداى تو فرمان برداران « 8 » ، بيرون آيد از شكمهاى ايشان شرابى رنگارنگ سپيد و سرخ و زرد اندران انگوين آسانى است مردمان را از بيمارى و علّت « 9 » اندران نشان است و عبرت گروهى را كه انديشه كنند كتاب خداى *
70 - و خداى بيافريد شما را پس بميراند شما را ، و از شما كس بود كه و از گرداندش با خوارترين و فروترين زندگانيها « 10 » تا چنان كه نه داند از پس ازان دانش چيزى كه خداى داناست و توانا *
71 - و خداى افزونى دادست برخى را از شما بر برخى اندر روزى نيست آن كسها كه افزونى دادستشان وا دهنده روزيهاشان بر انك
هامش
( 1 ) - و از بارهاى . ( نا )
( 2 ، 3 ) - همى كنيد ازان شراب و روزى نيكو . ( نا ) - همى گيرند ازان شراب و روزيى باشد نيكو . ( خ )
( 4 ) - كه اندر يابند . ( نا ) - كه بدانند . ( خ )
( 5 ) - و الهام داد خداوند تو سوى منج . ( نا ) - وحى كرد خداوند تو سوى گوز انگبين . ( خ )
( 6 ) - وز آنچه مىچفته زدند . ( خ ) - و از آنچه چفته زدهاند . ( نا )
( 7 ) - پس بخوريد . . . و اندر رو . ( نا ) - پس بخور . . . و اندر شو .
( خ )
( 8 ) - نرم . ( خ ) - فرمان برداران . ( نا )
( 9 ) - گوناگون باشد گونهء او اندرو شفا بود مردمان را . ( خ ) - گردنده باشد لون آن اندران شفا و درستى است مردمان را . ( نا )
( 10 ) - باز گردد سوى خوارترين زندگانى . ( خ )