و آنجا مانده بودند تا خبر آمدن پيامبر آمد كوى هجرت كرد و بمدينه آمد . آن گاه ملك ، ايشان را گسى كرد با كرامتها . و ملك حبشه خود بنهان بپيامبر گرويده بود و بر مسلمانى مرد ، و پيامبر بر وى نماز كرد ، و جبريل عليه السّلم حجاب برداشت تا پيامبر او را بديد مرده و بر تخت خوابيده ، پس ياران را بگفت و همه بر وى نماز كردند . « 1 » و اما پرويز بن هرمزد را پيامبر نامه كرد و گفت ، اسلم تسلم من عذاب اللَّه « 2 » وى چون نامهء پيامبر بديد بعنوان نگاه كرد بر عنوان نام پيامبر از پيش بود و آن پرويز از ديگر سو . « 3 » پرويز را زان اندوه آمد و گفت اين كيست كه نام خويش پيش از نام من كردست ! پس نامه كرد « 4 » سوى بادان ملك يمن ، و گفت بايد كه اين مرد را كه بيثرب اندر دعوى پيامبرى مىكند كس فرست تا او را سوى من آرند و تو خود او را بدست كسهاى خود بفرست .
چون نامه به بادان رسيد دو رسول بيرون كرد سوى پيامبر ، و رسولان نامه به دو رسانيدند ، و پيامبر ايشان را فرود آورد تا روزى دو سه بباشند . ايشان
هامش
( 1 ) - كردند و اين علامتى بود از علامات نبوت و معجزاتى از معجزههاى وى . و پيغامبر ما را صلّى اللَّه عليه چنين نشانىها بسيار بود هم از پيش آنكه از مادر بزاد و هم از پيش آنكه وى را وحى آمد و هم از پس اين . ( صو ) - . . هم پيش از آنكه او را وحى آيد و هم پس از وحى و اين كشف حجاب از مدينه تا حبشه بود از پس وحى و از پس هجرت . و يك سبب معجزهء ديگر ملك عجم پرويز بود . ( ب )
( 2 ) - اسلم حتى تسلم من عذاب اللَّه گفت مسلمان شو تا برهى و سلامت يا بى از خداى عز و جل و بر عنوان نامه نبشت من محمد بن عبد اللَّه رسول اللَّه الى پرويز بن هرمزد . ( صو )
( 3 ) - بعنوان نامه نگاه كرد نام پيغامبر صلّى اللَّه عليه و سلم از پيش نام خويش ديد . ( صو )
( 4 ) - نام من نبشتست . آن نامه بينداخت و نامه نوشت . ( صو )