60 - آن ثواب ايشان را بود هر كه « 1 » عقوبت كند چنان كه عقوبت كرده باشند او را ، پس ستم كرده باشند بر او يارى دهد او را خداى كه خداى درگذارنده است و آمرزگار *
61 - آن بدان است كه خداى درگذارنده است « 2 » شب را اندر روز و اندر آرد روز را اندر شب ، و خداى شنواست و بينا بكردارشان *
62 - آن كه گفتم بدان است كه خداى اوست براستى ، و آنك شما پرستيد از فرود خداى آن نابكارست ، كه خداى اوست ورتر از همه ورتران و بزرگوار *
63 - نه بينى كه خداى بفرستاد از آسمان آوى [ كه مىشود زمين سبز گردانيده ] « 3 » كه خداى بزرگ كارست و دانا *
64 - مر او راست آنچه اندر آسمانهاست و آنچه اندر زمين ، كه خداى اوست بىنياز و ستوده *
65 - نه بينى كه خداى مسخّر بكرد « 4 » شما را آنچه اندر زمين است و كشتى كمى رود اندر دريا بفرمان او ، و نگاه مىدارد آسمان را كه بيوفتد « 5 » بر زمين مگر بفرمان او ؟ كه خداى بمردمان مهربان است و بخشاينده *
66 - او آن خداى است كه زنده كرد شما را پس بميراندتان پس زنده بكندتان ، كه مردم - يعنى بو جهل - ناسپاس است *
67 - هر گروهى را كردستيم جايگاهى ايشان خير كنندهاند آن را ، مكنندا جنگ و پيكارا [ با ] « 6 » تو اندر كار ، واخوان وا « 7 » خداوند
هامش
( 1 ) - اين بود ، و هر كه . ( صو )
( 2 ) - بدارد . ( صو )
( 3 ) ( صو )
( 4 ) - فرمان بردار گردانيد . ( صو )
( 5 ) - تا نيفتد . ( صو )
( 6 ) - ظاهرا : پيكار با تو
( 7 ) - مر هر گروهى خون ريختنى كايشان همىريزند آن را پيكار نبايد كردن اندر كار و بخوان سوى . ( صو )