تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسیر طبری فراهم آمده در زمان سلطنت منصوربن نوح سامانی — صفحة 1035

مساهمون:

ص١٠٣٥
60 - گفتند : بشنيديم ما از جوانى كمى ياد كرد گويند او را ابراهيم * 61 - گفتند : بياريد او را بر چشم ديدار مردمان تا مگر ايشان گوايى دهند * 62 - گفتند : تو كردى اين كسر خدايان « 1 » ما ، يا ابراهيم ؟ * 63 - گفت : نه كه كرد آن بزرگترين اين ، بپرسيد از ايشان اگر بودند سخن گويان « 2 » * 64 - پس واگرديد [ ند ] « 3 » واتنهاى خويش گفتند كه : هستيد شما ستم‌كاران * 65 - پس سر برافكندند - واسر گفتار شدند - : بدرستى تو دانى - يا ابراهيم - نه‌اند ايشان سخن‌گويان * 66 - گفت - ابراهيم - : مىپرستيد برون خداى آن را كه سود نكند شما را چيزى و نه زيان كند ؟ * 67 - نه خشت‌تان ( ؟ ) بادا و از آن كه مىپرستيد از فرود « 4 » خداى ! چرا نه خردمندى كنيد ؟ * 68 - گفتند : بسوزيد او را و يارى دهيد خدايان را اگر هستيد كنندگان * 69 - گفتيم با آتش بباش سردى وا سلامت « 5 » بر ابراهيم * 70 - و خواستند كه به دو سگالش كنند ، كرديم ايشان را زيان كارترين همه خلق *
هامش
( 1 ) - كردى اين با خدايان . ( صو ) - كسر [ - شكست ] ، شايد « كه ، بر » ( 2 ) - اگر هستند سخن گويندگان . ( صو ) ( 3 ) - بازگشتند . ( صو ) ( 4 ) - ننگ مر شما را و مر آن را كه پرستيد بجز . ( صو ) - كلمهء متن شايد « نه خوشتان » ( 5 ) - سرد و سلامت . ( صو )