33 - و خداى آنست كبيافريد شب را و روز را و آفتاب و ماه را ، همه در گردشاند مىگردند « 1 » *
34 - و نه گرديم مر آدمى را از پيش تو - يا محمّد - بجاودانى در زمين ، تا اگر تو بميرى ايشان باشند جاويدان *
35 - همه تنى چشنده است مرگ را ، و بيازماييم شما را ببدى و سختى و نيكوى و فراخى آزمايشى ، وا سوى ما گردانند « 2 » شما را *
36 - و چون ببيند ترا آن كسها كه كافراند كه فرا نگيرند ترا مگر بافسوس . گويد اين آن مر [ د ] است كمى ياد كند خدايان شما را ببدى و ايشان به ياد كرد خداى ناگرويدگاناند *
37 - بيافريد مردم را - از گل سياه - شتاب زده . زودا كه بنمائيم شما را پيداييهاى خويش شتاب مكنيد بخواستن عذاب *
38 - و مىگويند : كى بود اين وعده عذاب اگر هستيد شما راست گويانيد ؟ « 3 » *
39 - اگر بداندى « 4 » آن كسها كه كافر شدند آن گاه كه نتوانند [ باز ] داشت « 5 » از رويهاى خويش آتش و نه از پشتهاى ايشان و نه ايشان را نيرو دهند و يارى *
40 - نه كه نيايد بديشان - عذاب - ناگاه ، فرو مانند ايشان ، « 6 » نتوانند ايشان كواگردانند آن را و نه ايشان را زمان دهند *
41 - و حقّا كه افسوس كردند بپيامبرى كه از پيش تو بودند ، تا
هامش
( 1 ) - همه اندر گردشى شناه همىكنند . ( صو )
( 2 ) - و آزموده گردانيم شما را بدى - يعنى ببلا - و نيكى - يعنى نعمت - آزمودنى و سوى ما باز گردانند . ( صو )
( 3 ) - راستگويان . ( صو )
( 4 ) - بدانند . ( صو )
( 5 ) - نتوانند باز داشتن . ( صو )
( 6 ) - فرو گيردشان . ( صو )