تحقيق ولىّ و نبىّ و رسول و امام
و اگر بعد از فانى شدن خداوند او را به سبب عنايتش نگهداشت و بر او تفضّل نمود به صحو بعد از محو رساند در اين صورت ولىّ خدا مىشود ، و اين ولايت روح نبوّت و رسالت است و مقدّم بر آن دو است . و اين ولايت امامتى است كه قبل از نبوّت و رسالت است . پس اگر خداوند به او تفضّل نمود و او را به مملكتش بازگرداند ، و براى او اهل مملكتش را با حيات دوّم اخروى زنده كرد ، - اين همان رجعت است كه براى همه بايد تحقّق پيدا كند ، اختيارا در حال حيات ، يا اضطرارا بعد از ممات و آن رجعت در عالم صغير است - در اين صورت است كه نبىّ يا خليفهء نبىّ مىشود .
و براى نبوّت و جانشينى آن مراتب و درجاتى است كه جز خدا كسى آن را نتواند شمرد ، و امامت بهر دو ( نبوت و خلافت نبى ) اطلاق مىشود يا فقط بر خلافت در نبوّت و آن عبارت از نبوّتى است كه روح رسالت و مقدّم بر رسالت است .
پس اگر خداوند او را جهت اصلاح مملكتش اهل بيابد - بدين نحو كه افراط و تفريط در حقوق نكند - او را براى اصلاح خلق برگرداند ؛ در اين صورت رسول يا خليفه رسول مىشود ، و امامت بر هر دو معنى اطلاق مىشود ، يا بر خلافت رسالت ، يا بر مراتب رسالت و جانشينى رسالت ، بيشتر اطلاق مىشود .
اين چهار مقام امّهات مراتب كمال است ، و براى هر يك از اينها حكم و اسمى است غير از آن حكم و اسمى كه براى ديگرى است .
1 - مقام اوّل عبوديّت ناميده مىشود ، زيرا سالك در آن مرتبه از انسانيت و مالكيّت و آزادى خود بهوسيله اسير كردن خودش خارج مىشود و نيز اين مرحله را ولايت مىنامند چون ولايت خدا و سلطانش ظاهر مىشود ، آنجا است كه ولايت مال خدا است ، مولاى آنان حق