و پيروى نمودند از
« ما تَتْلُوا الشَّياطِينُ عَلى مُلْكِ سُلَيْمانَ »
: آنچه را شياطين در پادشاهى و سلطنت بر آنان خوانده بودند ، كلام يتلوا ، تلوا به معنى تبعه تبعا ، يعنى پيروى كرد از او ، پيروىكردنى و تلا عليه يتلوا تلاوة ، يعنى خواند بر او و تلا عليه يتلوا ، يعنى دروغ بست بر او .
حكايت پادشاهى سليمان در انگشترى و رمز آن انگشترى
بدان كه بيشترين قصّههاى مربوط به سليمان ، از رمزهايى است كه در اوايل مطرح گشته ، سپس پيشينيان آنها را به طريق داستان بيان نمودند و ظاهر آن را گرفتهاند كه ( در حقيقت ) لايق شأن پيامبران نبوده است . ائمه معصومان عليهم السّلام هم تأكيد فرمودهاند ، كه هرگاه اين داستانها را بيان مىكنيد ، به رمزهايى كه پيشينيان توجه داشتهاند ، بنگريد . به ظاهر آنها كه كار عوام است ، توجه نكنيد . به اين دليل ، نگرش به ظاهر داستانها تكذيب شده و توجه به رمزهاى آن تصديق گشته است .
در مجمع البحرين « 1 » ، خبرى به حضرت صادق ( ع ) منسوب است كه فرمود : خداى تعالى ملك سليمان را در انگشترى او قرار داد . هرگاه آن را بر دست مىكرد ، جنها و انسانها و پرندگان و ددان ( حيوانات وحشى ) حاضر شده از او فرمانبردارى مىنمودند . خدا بادهايى را برانگيخت تا تخت ( دربار ) او را با آنچه كه در آن بود - از بعضى شياطين و پرندگان و انسانها و چهارپايان و اسبان - تا از طريق هوا به جايى كه سليمان اراده مىكرد ، برساند . آنچنانكه نماز صبح را در شام و نماز ظهر را در فارس مىخواند . هرگاه براى قضاى حاجت مىرفت ، انگشتريش را به يكى از خدمتكاران مىسپرد . در يكى از اين مواقع شيطانى آمد و خادم را فريفت و انگشترى را از وى گرفت و در دست
هامش
( 1 ) مجمع البحرين ، ج 5 ، ماده ملك و بحار ، ج 14 ، ص 98 .