« ثُمَّ يَقُولُونَ »
: و سپس آشكارا به خدا افترا زدهاند .
« هذا »
: و آن دستنويسى را كه تحت فرمان نفس خويش ، كه فرمانبردار شيطان بوده است ، نوشتهاند .
« مِنْ عِنْدِ اللَّهِ »
: به خدا نسبت مىدهند و مىگويند : از خداست ، در حالى كه آن از سوى خدا نبوده ، از جانب شيطان است . زيرا آن نوشتهها ، ابتدا از نفس آنان كه محكوم هوا و هوس است ، برخاسته و سپس از اوهام و خيالاتشان و آنگاه بر زبانها و دستهايشان جارى شده است . پس ، آن همه از شيطان است .
امّا آنان ، به خدا افترا بسته ، مىگويند : اين كتاب از جانب خداست .
« لِيَشْتَرُوا بِهِ ثَمَناً قَلِيلًا »
: تا كتاب خدا را به بهاى اندك بفروشند كه مىخواهند به هدفها و غرضهاى دنيوى و اعتبارى و نفسانى ، از قبيل توسعه طلبى و مقام خواهى و خود را بين مردم محبوب جلوه دادن ، برسند .
« فَوَيْلٌ لَهُمْ مِمَّا كَتَبَتْ أَيْدِيهِمْ »
: پس واى به حال آنان ، به آنچه كه با دست خويش نوشتند ، يعنى الفاظ و نقوشى كه از سوى شيطان بر سينههايشان القا شده است كه همهء آنها وسايل و اسباب تسلط شيطان بر آنان است .
« وَ وَيْلٌ لَهُمْ مِمَّا يَكْسِبُونَ »
: پس واى بر آنها از آنچه كسب كردند و آيات الهى را به بهاى اندك فروختند و آن از هر حرامى حرامتر است ، زيرا آنان به آلات و ابزار دين توسّل جسته ، غرضهاى نفسانى خود را محقّق كردند . وسيله و اسبابى كه خداوند براى دين آنان قرار داده بود ، شريك دنيا نموده و در دنيا دخالت دادند . و ضرر و زيان آنان بر كمخردان و ضعيف دينان بدتر از لشكر يزيد بر اصحاب حسين ( ع ) است .