آله - بين اصحاب آن حضرت معمول بوده است ولى چون تفسير در حقيقت ورود در بيان احكام شرع مىباشد هيچ كس را توان آن نبوده است به گرد اين مهمّ بگردد ؛ مگر استواران در علم قرآن ، كه بدين كار تخصّص داشته و به موارد نزول و حقايق و احكام قرآن باشند و اين در حقيقت منحصر به كسانى است كه قرآن ، در خانهء آنان نازل گرديد . آنان اهل بيت نبوت و كان رسالت و محل رفت و آمد فرشتگان بودند .
ازاينرو ، نزد شيعه ، تفسير قرآن منحصر به اهل بيت و پيروانى است كه از مشكات ولايت ، نور يافته ، از تراوش درياهاى معرفت آنان سيراب گشتهاند .
آنان تفسير به رأى را جائز نمىدانند ؛ در اين مورد به خبرهاى بسيارى كه از سر چشمههاى عصمت رسيده است استناد مىكنند . مانند اين حديث نبوى كه مىفرمايد : « هر كس قرآن را به رأى خود تفسير كند ؛ نشيمنگاهش بر آتش قرار دارد » . امّا غير شيعه ، تفسير را منحصر به اهل بيت نمىدانند ، بلكه مىگويند : هر عقل سليمى ، مىتواند در حقايق عالم به تفكّر پرداخته ؛ به قدر فهم خود از آن استنباط نمايد . قرآن مجيد هم اين چنين است زيرا هر چند سخن بشر نيست ، بالاخره از جملهء كلام محسوب مىگردد ، اينجاست كه ، صحابه و تابعين بهاندازهء فهم خويش آن را تفسير مىكردند .
ليكن چون معنى هر سخن « در اصل و ذات » نزد گوينده است پس هر كه از جهت همنشينى و بهرهيابى به گوينده نزديكتر باشد ، به فهم مقاصد سخنان او شايستهتر است . از اين جهت ، صحابه و اهل بيت آنان ، بر غير اصحاب و اهل بيت ، به تفسير قرآن سزاوارتر مىباشند ، ولى
بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 51
مساهمون: سلطان محمد گنابادى ( سلطان عليشاه )
ص٥١