اكنون اگر ضروب محتملهء بدست آمده را با هم جمع كنيم عدد 8832 حاصل مىشود ( 8832 768 + 8064 ) يا اينكه در وجوه بيست و چهارگانه كه در « لا ريب » بيان شد « هدى » مبتدا ، و « للمتقين » خبر آن باشد و مجوّز ابتداء به نكره مقدم شدن لفظ « فيه » است « 1 » ، در اين صورت براى « فيه » سه وجه محتمل است :
1 - « فيه » حال از « هدى » باشد . 2 - « فيه » ظرف لغو متعلّق به خبر باشد . 3 - ظرف لغو باشد متعلّق به « هدى » كه اين احتمال اخير ضعيف است و در جملهء « هدى للمتّقين » همان وجوه چهارگانهء گذشته جارى « 2 » است .
از حاصل ضرب سه حالت « فيه » و چهار حالت جمله ( 12 3 * 4 ) دوازده وجه پديد مىآيد كه حاصل ضرب كل آن « 288 » مىشود .
( 288 24 * 4 * 3 ) اكنون اگر وجوه گذشته را به 288 اضافه نمائيم ؛ عدد 9120 بدست مىآيد .
( 9120 288 + 8832 ) يا اينكه در همان وجوه 24 گانه حالتهاى زيرا را تصور نمائيم .
« فيه » خبر « لا »
هامش
( 1 ) ابتدا ، به نكره جائز نيست و مبتداء بايد معرفه باشد و نحويّين مواردى را از اين قانون استثناء كردهاند و آنها را مسوّغ و مجوّز ابتداء به نكره دانستهاند كه يكى از آن موارد همين جا است كه ظرف بر مبتداء مقدّم شده است .
( 2 ) يعنى صفت يا حال براى « ريب » يا حال از «الم» يا استيناف .