وجه مىشود .
خبر « لا » محذوف است زيرا عموما خبر « لا » حذف مىشود تا آنجا كه گفته شده است لاى نفى جنس ، خبر ندارد .
« فيه » : يا صفت يا حال براى « ريب » مىباشد زيرا در سياق « 1 » نفى قرار گرفته است .
يا حال براى (
الم
) است .
اكنون اگر احتمالات ( 24 گانه ) بالا را در سه احتمال يادشدهء ( فيه ) ضرب كنيم ؛ 72 مىشود ( 72 3 * 24 ) .
« هدى » چند وجه محتمل است .
1 - حال باشد براى « ريب » 2 - حال باشد براى «
الم
» 3 - صفت باشد براى « ريب » 4 - خبر باشد براى مبتداى محذوف .
5 - مفعول فعل محذوف باشد طبق وجوه سهگانهاى كه در حمل مصدر براى ذات « 2 » گفتهاند يا تميز باشد . حال اگر شانزده را در وجوه اعداد پيشين ( 72 ) ضرب كنيم ؛ عدد 1152 بدست مىآيد . ( 1152 16 * 72 ) .
در « للمتّقين » احتمال حالتهاى زير به نظر مىرسد .
1 - صفت باشد براى « هدى » .
هامش
( 1 ) چون قاعده اين است كه صاحب حال نكره باشد ، و اگر « فيه » حال از « ريب » باشد بايد لفظ « ريب » نكره باشد . لذا مىفرمايد لفظ « ريب » در سياق نفى قرار گرفته و حكم نكره را دارد ، پس مىتواند « ذو الحال » يا صاحب حال قرار گيرد .
( 2 ) براى تصحيح حمل مصدر بر ذات سه وجه گفته شده : 1 - اينكه از باب مبالغه باشد .
2 - لفظ « ذو » در تقدير گرفته شده باشد ، مانند « زيد ذو عدل » 3 - مصدر در معنى اسم فاعل استعمال شده باشد مثل اينكه « زيد عدل » يعنى زيد عادل است . البته اين سه وجه در همهء مواردى كه اسم معنى و مصدر خبر مبتداء واقع شود جارى است .