تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 235

مساهمون:

ص٢٣٥
چون استعاذه ( پناه‌جويى ) براى گريختن از شيطان است ؛ دستور داده شده است كه آن را آهسته گوئيم ؛ زيرا گريزنده در موقع گريز آهسته و به طور پنهانى مىگريزد ؛ لذا ، اگر كسى بگويد : « اعوذ باللّه من الشّيطان الرّجيم » ولى حالت او بيرون شدن از حكومت شيطان و داخل شدن در تحت حكومت خداوندگار نباشد ؛ او در خبر دادن يا انشاء از باب اينكه هر انشائى مستلزم « 1 » خبر دادن مىباشد دروغگوست ، و اين كلمه ، از سوى شيطان بر وى القاء شده ، بر زبان وى جارى گرديده است ؛ با اين كلمه ، خود مسخّر شيطان شده ؛ از درگاه خداى بخشاينده دور گرديده است . پس اى برادران من - كه خدا شما و مرا توفيق دهاد - بكوشيد تا اين كلمه در زبان شما در موقع غفلت يا بر سبيل عادت و آموزش كه از پدران و معلّمان گرفته‌ايد ؛ جارى نشود . بلكه چنان باشيد كه در وقت استعاذه گوئى همانند كسى هستيد كه مىخواهد از دشمنى كه او را بكشد بگريزد و به كسى كه مىداند كه او را نجات مىدهد پناه ببرد . در موقع استعاذه ، مانند آن كس نباشيد كه از دشمن مىگريزد ولى به علّت غفلت و ناآگاهى به دشمن رو كرده ؛ در چنگالش گرفتار مىشود و چون نمىفهمد ؛ دشمن او را مسخّر خود مىكند . بايد دانست كه گفتهء خداى تعالى : «
فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ . . .
« 2 » » يك فرمان به استعاذهء گفتارى نيست ؛ بلكه امر به استعاذهء كردارى است ؛ و مستحبّ بودن استعاذهء گفتارى براى تأييد استعاذهء كردارى مىباشد و گرنه مطلوب و مقصود اصلى همان استعاذهء عملى و كردارى است - خواه همراه با استعاذهء زبان باشد يا نباشد -
هامش
( 1 ) هر انشائى بر دو چيز دلالت مىكند : 1 - اينكه فعلى را از مخاطب طلب مىكند . 2 - اينكه اين طلب او نشان مىدهد كه متكلم واقعا مىخواهد كه اين فعل به وسيلهء مخاطب تحقق پيدا كند ، اينكه متكلم چنين اراده و خواستى دارد جنبهء اخبار هر انشائى است . ( 2 ) نحل - 98