فصل هشتم
دربارهء فرق بين ظاهر و باطن در تنزيل و تأويل و محكم و متشابه و ناسخ و منسوخ و عام و خاصّ .
بدان كه قرآن كلام حقّ اول ؛ يعنى ، خداى تعالى است ؛ كه در نخستين ظهورش از همهء تعيّنات امكانى مطلق ظاهر شده است ؛ از اين جهت « نفس الرّحمن » ناميده شده است ؛ از آنجا كه اتّصاف آن به جميع تعيّنات جائز است ، چون نه مقيّد به شرط چيزى است و نه مقيّد به شرط عدم چيزى آن را اضافهء اشراقيهء خدا و مقام « كن » ناميدهاند . چون غيب را بنحو اجمال و بساطت ، ظاهر ساخته است ؛ همانند كلمات كه آنچه را در سينه است ظاهر مىسازد ؛ به آن كلمهء خدا گويند . چون جميع مراتب وجودات امكانى را به نحو برتر و بالاتر شامل مىگردد ؛ قران و جمع الجمع ناميده مىشود .
از جهت اينكه بالاترين مقامات محمّد ( ص ) است كه آخرين فعليت اوست و هويّت او را تشكيل مىدهد به حقيقت محمّديه موسوم گرديده است ؛ و لذا اخلاق و صفت و سرشت محمّد ( ص ) قرآن است .
چون قرآن از جهت اطلاقش و از آن جهت كه اوّلين ظهور كلام خداست و آسمان و آسمانيان و زمين و زمينيان را توان شنيدن نيست ؛ خداى تعالى آن را از مقام اطلاقش تنزل داده و با حجابهاى تعيّنات عقلى با مراتبش آن را محجوب ساخت و در نتيجه عقول با تمام فعليّتها و