به سبب دشمنى با آنها هلاك شوى » و نيز آمده است : « خيرى در زندگى جز براى دو فرد نيست : يكى عالمى كه از او فرمان برند ، ديگرى شنوندهاى كه هشيار باشد » و نيز آمده است : « عالمى كه از دانش خود سود ببرد و سود برساند ؛ برتر از هفتاد هزار عابد است . » علّت همهء اين برتريها اين است كه همهء جهتها و جوانب شرافت ، در علم جمع است .
چه ، برترى هر صفتى يا بسته به شرافت جايگاه آن صفت است ، كه جايگاه دانش بعد از خدا و فرشتگان ، جان انسان از جهت روحانى آن نه از جهت حيوانىاش مىباشد ، كه بدون شك جان انسان شريفترين جانهاست ؛ كه جهت روحانى آن شريفترين جهتها مىباشد ؛ يا شرافت هر صفتى به سبب شرافت موصوف آن است ، كه موصوف به علم در وهلهء اوّل خدا سپس ملائكه و آنگاه انسان است كه اشرف موجودات مىباشد ؛ و يا شرافت هر صفت به سبب شرافت غايت و مقصود آن است و هدف علم همان هدف انسان است كه حشر به سوى خداى بخشنده مىباشد كه هيچ غايت و مقصدى برتر از آن وجود ندارد و يا شرافت هر صفتى وابسته به ارزش لوازم آن صفت است ؛ كه لوازم علم رهايى از اسارت نفس ، شهوتها ، غضبها ، فريبهاى شيطانى نفس ، و پديد آمدن حالات خشيه : فروتنى ، راحتى ، شادمانى و لذّت بردن از مناجات با خدا و سخن گفتن با فرشتگان بلكه با خدا و تشبّه به خدا در احاطه به ما سوى اللّه مىباشد .
هر چه كه از جهات شرافت براى علم ذكر شد ، اضداد آنها از جهات پستى به حكم مقابله براى جهل مشابه علم ، ثابت است .
و اين جاهل ، همان عالمى است كه جهت علمى مدركات خويش را ترك كرده است ؛ و اينكه « اهل دوزخ از بوى عالمى كه علم خود را ترك كرده است در آزارند » و : شديدترين حال اهل آتش از جهت ندامت
بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 113
مساهمون: سلطان محمد گنابادى ( سلطان عليشاه )
ص١١٣