فصل دوّم
در شرافت اين علم و پستى و بىارزشى جهل از آنچه كه بيان گشت شرافت علم دانسته شد ، و در شرافت آن همين بس كه تنها علم مايهء امتياز بين انسان و ساير حيوانات است و اينكه انسان شريفتر از هر حيوان بلكه از هر موجودى بجز خداى تعالى مىباشد .
قول خداى تعالى كه مىفرمايد :
الرَّحْمنُ عَلَّمَ الْقُرْآنَ ، خَلَقَ الْإِنْسانَ ، عَلَّمَهُ الْبَيانَ
« 1 » ( خداى بخشنده قرآن را آموخت ، انسان را آفريد ، به انسان سخن گفتن را ياد داد ) ، اشاره به شرافت علم است چون خداوند در مقام امتنان پس از آفرينش انسان ، تعليم بيان را ذكر نمود و قول خداى تعالى
هَلْ يَسْتَوِي الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَ الَّذِينَ لا يَعْلَمُونَ
« 2 » ( آيا دانايان با نادانان برابرند ) ، شرافت علم را بطور صريح بيان مىكند . بلكه مىگوئيم : شرافت آن فطرى است ، چون هر صاحب صنعتى عالمتر از خودش را در آن صنعت بر خويش مقدّم مىدارد ، و اين از آن جهت است كه فطرتش به تقدّم و شرافت أعلم گواهى مىدهد ، و به جهت شرافت همين علم است كه كسانى كه آگاهى و شناخت ندارند صاحبان
هامش
( 1 ) الرحمن - 1 - 4
( 2 ) زمر آيهء 9