كافران اخذ نمود ، لكن اتّصاف به جهتهاى علمى آن جز با اخذ مدركات از كسى كه به جهت علمى آنها متّصف باشد نمىشود . عالم بزرگ علّامه حلى - رضوان اللّه عليه - در آغاز « كتاب تحرير » خويش مىفرمايد : هر دانشى را اسرارى است كه از كتابها نمىتوان بدان آگاهى يافت پس واجب است كه از علماء فرا گرفته شود ؛ از اين رو ، معصوم ( ع ) فرمود :
دانش را از دهان مردم فرا گيريد . و فراگيرى دانش را از آنانى كه علم خود را از دفتر آموختهاند نهى كرده است . پس فرمود : اهل كتاب و دفتر ، شما را نفريبند .
به حضرت باقر ( ع ) گفته شد : در ميان ما كسانى هستند كه مىپندارند خداى تعالى فرمود :
فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ .
از اهل ذكر سؤال كنيد : اهل ذكر يهود و نصارا هستند .
فرمود : اگر آنها باشند ؛ شما را به دين خود مىخوانند ! .
حاصل مطلب اينكه روان بشرى طورى خلق شده است كه به سرعت تحت تأثير قرار مىگيرد . و مانند آئينه صافى است كه پذيراى هر صورتى مىباشد . پس اگر دريافتههاى خود را از جاهل ( شبيه به عالم ) فرا گيرد كيفيت جهل آنان را به خود گرفته ، از دريافتههاى خود جز جهت نادانى را در نمىيابد . ولى اگر از صاحب علم دريافت دارد به كيفيّت و چگونگى علم آنها مكيّف شده ، دريافتههايش جز جهت علمى آن نمىباشد .
پس اى بندگان خدا ، الحذر ، الحذر ! از جاهلانى كه لباس اهل علم پوشيدهاند ؛ و دريافتههايشان به اهل علم تشبّه پيدا مىكنند و در اخبار علامتها و آثار بسيارى جهت تشخيص آمده است و نيز نشانههاى طلب علم براى دنيا و طلب آن براى آخرت و نشانههاى علم دنيوى و اخروى