تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إرشاد القلوب ( فارسي ) — صفحة 70

مساهمون:

ص٧٠
مىآيند فرمود اينان را از من دور كن منهم آغاز حمله كردم و از طرف راست و چپ ميزدم بطورى كه از ميان آنان هشام بن اميه اى مخزومى را كشتم و ديگران فرار كردند . سپس بگروه ديگر از لشكر دشمن روى آوردم پيامبر فرمود به اينان حمله كن حسب الامر حمله كردم و از آنان عمرو بن عبد الله جمحى را كشتم و باز هم بقيه ى سربازان دشمن فرار كردند گروهى ديگر پيش آمدند بر آن جمعيت نيز حمله كردم از ميان آنها بشر بن مالك عامرى را كشتم باز هم گروهى فرار كردند على عليه السّلام درين روز پى در پى مىجنگيد و جمعيت دشمنان را از دور رسول خدا پراكنده ميكرد تا اينكه هفتاد زخم در صورت و سر و بدنش رسيد او تنها در برابر پيامبر ايستاده بود آنى از آن حضرت غافل نميشد . رسول خدا فرمود اى على آيا مىشنوى كه فرشته اى كه نام او رضوان است ترا ستايش مىكند و در ميان فرشتگان صدا مىزند كه شمشيرى مانند ذو الفقار و جوانمردى مانند على وجود ندارد مردم بسوى پيامبر برگشتند جبرئيل در اين روز بسوى آسمان بالا رفت و ميگفت شمشيرى مانند ذو الفقار و جوانمردى همانند على نيست تمام مردم صداى او را ميشنيدند جبرئيل عرضكرد اى رسول خدا فرشتگان از فداكارى على نسبت بشما در شگفت اندر شدند رسول خدا فرمود : چيزى مانع فداكارى او نسبت به من نيست زيرا كه او از من و منهم از اويم جبرئيل عرضكرد منهم از شما دوتايم .
إرشاد القلوب ( فارسي ) — صفحة 70 | الحسن بن محمد الديلمي / عبد الحسين رضائي / رضائي / محمد باقر بهبودى