تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إرشاد القلوب ( فارسي ) — صفحة 72

مساهمون:

ص٧٢
« * ( إِذْ جاؤُكُمْ مِنْ فَوْقِكُمْ وَمِنْ أَسْفَلَ مِنْكُمْ ) * » ( 1 ) كار بر مسلمانان خيلى دشوار و سخت شد . سلمان فارسى رضى الله عنه اشاره بكندن خندق نمود سپس خندقى كنده شد پيامبر با سه هزار از مسلمانان بيرون آمد ولى مشركان ، يهود بيش از ده هزار نفر بودند خندق را فاصله بين خود و مسلمانان قرار دادند عمرو بن عبد ودّ سوار شد چند تن از قهرمانان قريش همراه او بودند آمدند تا به تنگ ترين جاى خندق رسيدند بعد تازيانه باسبان خود زدند و از خندق پريدند از سپاه مسلمانان على عليه السّلام بسوى آنان آمد . عمرو گفت آيا مرد رزمنده اى هست ؟ على عليه السّلام عرض كرد اى رسول خدا من آماده ى پيكارم پيامبر بعلى فرمود همانا اينكه مبارز مىطلبد عمرو است على عليه السّلام خاموش گرديد براى دومين بار عمرو فرياد زد هم آوردى هست على عليه السّلام گفت من آماده ى نبرد اويم اى رسول خدا فرمود همانا او عمرو است على عليه السّلام ساكت شد براى سومين بار عمرو مبارز خواست على عليه السّلام عرض كرد من با او ميجنگم اى رسول خدا پيامبر فرمود او عمرو است . در تمام سه بارى كه عمرو هم آورد مىخواست على عليه السّلام حركت ميكرد پيامبر او را فرمان ميداد كه بجاى خود باش انتظار داشت غير از على كسى از مسلمانان حركت نمايد گويا بر فراز سر مسلمانان مرغ نشسته بود از بيم عمرو تكان نميخوردند مبارز طلبيدن عمرو به طول انجاميد امير المؤمنين پى در پى حركت ميكرد .
هامش
( 1 ) احزاب 10 هنگامى كه لشكر از بالاى سر و پائين پاى شما آمد .
إرشاد القلوب ( فارسي ) — صفحة 72 | الحسن بن محمد الديلمي / عبد الحسين رضائي / رضائي / محمد باقر بهبودى