« * ( عامِلَةٌ ناصِبَةٌ تَصْلى ناراً حامِيَةً ) * » ( 1 ) پس درود بر آن كس كه بواسطه ى دوستى او ايمان بدست آيد و بواسطه ى دوستى او و دورى جستن از دشمنانش پذيرفته مىشود كردار بجوارح و اعضاء ( 2 )
فصل
و نيز از فضيلتهاى آن حضرت است كه پرورش يافته و تربيتشده ى در ايمانست و آلوده ى بآلودگى زمان جاهليت نشده بخلاف ديگران از صحابه و ياران پيغمبر زيرا كه مسلمانان تمام اجماع كردهاند و هم آهنگ شدهاند بر اينكه آن حضرت به خدا شرك نياورده و هيچ گاه سجده ى بت نكرده بلكه او همان كس است كه بتها را شكست هنگامى كه بر فراز دوش پيامبر قرار گرفت .
احمد بن حنبل در كتاب مسندش روايت كرده از ابى مريم او از على عليه السّلام كه فرموده است من و پيغمبر رفتيم تا اينكه بكعبه رسيديم سپس پيامبر به من فرمود بنشين من نشستم و او بر فراز دوشم بالا شد من خواستم حركت كنم سپس پيامبر از من ضعف و ناتوانى ديد از دوشم فرود آمد ، او نشست و به من فرمانداد كه بر فراز دوشش روم من بالاى دوش پيغمبر رفتم او حركت كرد من اگر ميخواستم بافق
هامش
( 1 ) غاشيه 2 رويهائى در آن روز بيمناك ، عملكننده و رنج كشيده داخل آتش گرم ميشوند .
( 2 ) اشاره بحديث شريف
الايمان هو الاقرار باللسان و عقد في القلب و عمل بالاركان .