تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إرشاد القلوب ( فارسي ) — صفحة 41

مساهمون:

ص٤١
آسوده نشدند كه خورشيد غروب كرد سپس نماز عصر گروه زيادى از آنان قضا شد و نيز گروهى از فضل نماز جماعت محروم ماندند در اين باره با يك ديگر سخن گفتند . چون حضرت سخنان آنان را درين باره شنيدند از خدا خواست كه خورشيد را برگرداند براى آنان تا اينكه تمام يارانش براى نماز عصر در وقت مختصش گرد آيند سپس خداى سبحان تير دعايش را بهدف اجابت رساند تا اينكه خورشيد را بر ايشان بر گرداند اين داستان مردم را بهراس و بيم افكند سپس بسيار تسبيح و تهليل و استغفار كردند . و نيز از جمله ى دعاهاى مستجاب آن سرور است كه همانا آب كوفه زياد شد و طغيان كرد و مردم بيم و ترس غرق شدن را داشتند پس پناه به حضرت امير المؤمنين بردند سپس حضرت استر رسول خدا را سوار شد و مردم با او خارج شدند و بيرون آمدند تا اينكه حضرت بكنار فرات آمد . سپس على عليه السّلام از مركب پياده شد وضوى كامل گرفت و تنها نماز خواند و مردم او را ميديدند بعد خداى سبحان را خواند بدعاهائى كه بيشتر از مردم مىشنيدند بعد به طرف فرات رفت در حالى كه بعصائى كه در دستش بود تكيه كرده بود سپس عصا را به آب زد و فرمود فرو كش كن سپس آب بفرمان خدا فرو كش كرد بطورى كه ماهيان ته فرات آشكار شدند بسيارى از ماهيان به سخن آمدند بر آن حضرت بامارت و زمامدارى مؤمنان سلام و درود گفتند . و گروهى از ماهيان سخن نه گفتند و آن نوع از ماهيان ماهى