جرّى ( 1 ) و مار ماهى و زمّار بود مردم از اين داستان بشگفت اندر شدند و از حضرت پرسيدند علت سخن گفتن ماهيانى كه سخن گفتند و خاموش بودن آن سه دسته ى از ماهيان را سپس فرمود خداى تعالى گويا كرد آن دسته از ماهيان را كه پاك و حلالاند و ساكت كرد از اقرار به ولايت من آن دسته را كه نجس و حرام و دور از ولايت قرار داده .
و از جمله دعاهائى كه مستجاب شده اين است كه بر فراز منبر كوفه فرمود اى مردم آن كس كه حاضر بود در غدير خم كه پيامبر فرمود : هر كس كه من مولاى اويم پس على مولاى او است بلند شود و گواهى دهد سپس جمعى بلند شدند ولى انس بن مالك نشسته بود و حركت نكرد حضرت على عليه السّلام فرمود اى انس چرا حركت نكردى چه مانع شد از اينكه تو مانند ديگران گواهى دهى عرضكرد يا على من پير شدم و فراموش كردهام سپس حضرت فرمود بار إلها اگر او دروغ ميگويد او را مبتلا كن به پيسى كه چيزى او را نپوشاند سپس انس مبتلا به مرض برص گرديد .
و نيز از دعاهاى آن حضرت است كه در باره بسر بن ارطاة دعا كرد و فرمود : بار إلها بسر بن ارطاة آخرتش را بدنيايش فروخته خرد را از او بگير و از دين او چيزى بجا نگذار كه سزاوار رحمت تو گردد سپس عقلش را خداوند فاسد و مختل كرد و از آن جمله است كه عيزار متهم شد بر اينكه خبرهاى آن حضرت را بسوى معويه ميبرد .
عيزار اين كار را انكار كرد حضرت فرمود اگر تو دروغگو
هامش
( 1 ) جرى بكسر جيم و تشديد الراء .