تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إرشاد القلوب ( فارسي ) — صفحة 46

مساهمون:

ص٤٦
4 - خداى دستى بر شانه ى من نهاد كه قلب و دلم احساس سردى كرد . 5 - و على پايش را در جايى گذاشت كه خدا دستش را در آنجا گذاشته . پس بنگر اى انسان با انصاف زيرك به حال اين مردى كه قدرش مجهول است پس در پيش مسلمانان چنانچه يادآور شديم كه آنى به خدا شرك نياورد و بالا رفتنش بر دوش نبىّ اكرم و در پيش غير مسلمانان از خردمندان و زيركان از امّت محمّد صلَّى الله عليه و إله آنچه را كه گفتيم از نظر غلو و بلند پروازى در بارهء آن حضرت بطورى كه او را بسرحد پرستش رساندند و قائل بخدائى وى شدند از كارهاى بزرگى كه از وى ديدند كردار و آثارى كه جز از على از هيچ انسانى صادر نشده و بروز و ظهور نكرده . پس بزرگ است خدائى كه اين مقام را به على عليه السّلام داده و رداى اين مقام را بر اندامش پوشانده .
كم بين من شكّ في هدايته و بين من قيل انه الله
چقدر فرق است بين كسى كه مردم شك دارند در باره اش كه او خودش رستگار شده يا نه و بين كسى كه در باره اش گفته شده كه او خداوند است . و از كتاب مسند ابن حنبل نيز از عفيف كندى است كه گفت : من بازرگان بودم به حج رفتم آمدم پيش عباس بن عبد المطلب تا از او چيزى خريدارى كنم و عباس هم تاجر بود به خدا سوگند من پيش عباس