مگر بوسيله پيروى يارانم مر او را در اين ستم پس چون منع كردند مگر اينكه پيروز شوند مرا بر حكم دورى جستم از ايشان بسوى خداى عزّ و جل و اين كار را به آنان واگذاردم .
پس كار را به گردن گرفتند و فريب داد او را پسر عاص فريبى كه در شرق و غرب زمين آشكار شد ولى پشيمانى بر فريب خورده به زودى آشكار شد .
سپس حضرت بيارانش رو آورد و فرمود : آيا چنين نيست همه عرضكردند آرى اى امير مؤمنان .
و امّا هفتم اى برادر يهود همانا رسول خدا با من پيمان بست كه مبارزه كنم در آخر الزمان با گروهى از اصحاب و يارانش كه روزها را روزه مىدارند و شبزنده دارى ميكنند و قرآن را تلاوت مىنمايند از دين بيرون ميروند آنچنان كه تير از كمان بيرون ميرود و بعضى از آنان ذو الثديّه است كه بپايان ميرسد براى من كشتن ايشان بخوشبختى .
چون بعد از داستان حكمين بدان جا برگرديدم رو آوردند گروهى از آنان بر گروهى بگناهى كه بسوى او از حكمين وارد گرديد .
راه فرارى بر خود نيافتند مگر اينكه گفتند براى امير المؤمنين سزاوار مىباشد كه پيروى نكند كسى را كه خطا كرده و حكم نكند بحقيقت رأيش بر كشتن خود و كسى كه نافرمانى او را از طرف ما مىكند پس كافر شده است به سبب بيعت كردنش ما را و پيروى كردن او ما را خطاست او به اين كارش كشتنش را بما حلال كرده و خون خودش را ريخته است .
سپس براى كشتن من گردهم آمدند و جانشان را در خطر افكندند
إرشاد القلوب ( فارسي ) — صفحة 287
مساهمون: الحسن بن محمد الديلمي
ص٢٨٧