تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إرشاد القلوب ( فارسي ) — صفحة 288

مساهمون:

ص٢٨٨
با صداى بلند فرياد ميزدند فرمانى جز فرمان خدا نيست بعد پراكنده شدند دسته اى در نخيله و دسته ى ديگر در حروراء جانشان را در خطر افكندند آن ديگر در شرق زمين راه ميرفت تا اينكه از دجله عبور كرد بمسلمانى نگذشت مگر اينكه او را آزمايش كرد هر كس او را پيروى ميكرد آن كس را واگذاشت و هر كس كه نافرمانيش كرد او را كشت . پس بيرونشدم بسوى دو تا يكى پس از ديگرى ايشان را بسوى طاعت خدا و برگشت بسوى او بخواندم سپس اگر انكار كنند آن دو را جز شمشير چيزى قانع نكند پس چون نيرنگش ناتوان آمد آن دو را بسوى خدا محاكمه كردم سپس كشتم اين و اين را اى برادر يهود و اگر نبود كردارى را كه انجام دادند مسلم سواركارانى نيرومند و سدّى بلند بودند سپس خداوند خوش نداشت آنچه را كه بسوى آن رفتند . بعد من بسوى گروه سوّم نوشتم و نمايندگانم را بسويشان فرستادم تا ديده شود و بودند از جمله ى ياران من اهل بندگى و زهد در دنيا پس مانع شد فتنه جز اينكه پيروى از مانندش و اقتداء از مثل آن دو كند و شتاب كرد در كشتن هر كس كه از مسلمانان نافرمانيش را كند و بكردارش پيروى از نيكان مينمايد پس بيرونشدم تا اينكه دجله ميان ما جدائى افكند . فرستادم بسوى ايشان سفيران شايسته را و جستجو كردم بواسطه كوشش خود سرزنش را به اين مرد مرتبه اى و بدين مرد بار ديگر و به اين مرتبه ى ديگر حضرت با دست اشاره اى بسوى اشتر و احنف بن قيس و سعيد بن ارحبى و اشعث بن قيس كندى كرد ، چون زير بار نيامدند و بر آن