عز و جل در باره ى من و آنان انجام داد آنچه را كه اراده اش بود و خداوند براى من بر آنان گواه است .
بعد متوجه يارانش گرديد و فرمود چنين نبود ؟ همه عرضكردند آرى .
و امّا ششم اى برادر يهود . تعيين كردن آنان حكمين را در جنگ پسر هند جگرخوار كه آزاد پسر آزاد شده است از آن روزى كه خدا پيامبر را برانگيخت تا روز فتح مكه او دشمن خدا و رسول و مؤمنان بود رسول خدا روز فتح مكه از او و پدرش براى من بيعت گرفت و در سه جاى ديگر نيز از آنان بعد از فتح مكه براى من بيعت گرفت ولى انكار كردند پدرش ديروز اول كسى بود كه بر من بامارت مسلمانان و مؤمنان درود فرستاد و مرا وادار بگرفتن حقم ميكرد از گذشتگان پيش از من و بيعتش را براى من تازه ميكرد .
و شگفت آورترين شگفتيها اينست كه چون ديد پروردگار من حقم را به من برگرداند و حق بمركز خود قرار گرفت و طمع او قطع گرديد كه چهارمى در دين خدا گردد رو كرد بعاص بن عاص از او تملق نمود و به او ميل كرد بعد به او روآورد پس از آنكه طمع در رياست مصر كرد و حال اينكه حرام است بر او كه از فيء مسلمانان از قسمت خود درهمى زيادتر بگيرد و بر زمامدار حرام است كه يكدرهم از حقش به او بيشتر دهد .
سپس رو آورد و در شهرها ظلم و ستم ميكرد و حقوق را غصب مىنمود سپس هر كس از او پيروى مىنمود او را خوشنود ميكرد و هر كس سر از فرمانش مىپيچيد او را وامىگذاشت .
بعد متوجه من شد در حالى كه پيمانش را شكست و احكام را در
إرشاد القلوب ( فارسي ) — صفحة 282
مساهمون: الحسن بن محمد الديلمي
ص٢٨٢