و گروهى كه رسول خدا گرد هم آورده پراكنده شود و نگذارم براهى بروند كه نجاتى در آن براى آنان از آن راه جز رسيدن به آن و يا نابودى اجلها نيست .
همانا من اگر خودم را آماده كنم سپس آنان را بسوى يارى خويش بخوانم در كار من بر يكى از دو كار مىشود يا پيروى ميكنند و مىجنگند يا كشته ميشوند اگر تمام پيروى نكنند يا خوار شوند بخوارى كافر ميشوند اگر در ياريم كوتاهى كنند يا از فرمان خوددارى كنند در صورتى كه ميدانند همانا من در مرتبه ى هارونم نسبت بموسى به آنان در نتيجه مخالفت و خوددارى از يارى من ميرسد آنچه كه بقوم موسى رسيد بواسطه ى مخالفت و ترك طاعت هارون .
ديدم كه جرعه جرعه غصهها را به چشم و نفسها را به سختى برگردانم براى شكيبائى لازم است تا اينكه خداى عز و جل راهى بگشايد يا حكم فرمايد به آنچه كه دوست دارد و در بهره و حظ من آغاز كند و مدارا كند بگروهى كه من كارشان را تعريف كردم و فرمان خدا حتمى است .
اگر اين حادثه را نمىترسيدم اى برادر يهود مسلم حق خود را ميگرفتم و من سزاوارتر بودم بمطالبه ى حقم از ديگران به جهت دانستن كسى كه گذشت از اصحاب رسول خدا و كسى كه در پيش تو است از آنان بواسطه اينكه من نفراتم بيشتر و فاميلم محترمتر ، مردان ما بلندپايه تر ، دليلم روشنتر ، ستايشها و برتريهايم در دين فراوانتر ، اثر و سابقهام بيشتر ، قرابت و نزديكى برسول خدايم نزديكتر ، و به ارث او از ديگران مقدمتر علاوه ى به آن وصيتى كه مردم ناگزيرند از انجام دادن آن و
إرشاد القلوب ( فارسي ) — صفحة 275
مساهمون: الحسن بن محمد الديلمي
ص٢٧٥