براى سوء قصد رو آوردند .
چون در برابر من قرار گرفتند با شمشير كشيده حركت كردم آنان را از خود راندم بعد حضرت نگاهى بيارانش كرد و فرمود چنين نيست ؟ همه عرضكردند آرى چنين است اى امير مؤمنان .
و اما سوم اى برادر يهودى همانا دو فرزندان ربيعه و فرزند عتبه كه از شجاعان عرب بودند در صحنه ى پيكار بدر هم آورد خواستند كسى پاسخ آنان را نداد پيامبر مرا و دو همراهم حمزه فرزند عبد المطلب و عبيده پسر حرث بن عبد المطلب را بلند كرد و من از همراهانم كوچكتر بودم و تجربه ى جنگى كمتر داشتم سپس خدا بدست من وليد را كشت به غير از كشته شدگان ديگر كه بدست من كشته شدند و سواى آنان را كه اسير كردم و در ميان ما جنگجويان من از همه بيشتر كشتم و درين روز عمويم كشته شد خداى او را بيامرزاد .
بعد توجهى بياران فرمود گفت آيا چنين نيست ؟ همه گفتند آرى چنين است .
و اما چهارم ، اى برادر يهود همانا اهل مكه براى خونخواهى پدرانشان كه در جنگ بدر كشته شده بودند بما رو آوردند از قبائل عرب هم كمك خواستند و همراه خود آوردند تا خونخواهى مشركان قريش را بكنند سپس جبرئيل بر پيامبر فرود آمد و او را از نقشه ى قريش آگاه كرد پيامبر هم با سربازانش در صحنه ى پيكار احد آماده ى دفاع از دشمن شدند .
مشركان رو آوردند و يورش كردند گروهى از مسلمانان كشته بقيه هم فرار كردند من و رسول خدا تنها مانديم مهاجران و انصار همه
إرشاد القلوب ( فارسي ) — صفحة 265
مساهمون: الحسن بن محمد الديلمي
ص٢٦٥