تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إرشاد القلوب ( فارسي ) — صفحة 263

مساهمون:

ص٢٦٣
فرمائيد . حضرت فرمود : من ميترسم دلهاى شما قدرت تحمل نداشته باشد عرضكردند براى چه اى امير مؤمنان فرمود : براى كارهائى كه در روزگار پيشتر از شما براى من آشكار شده سپس اشتر بلند شد و عرضكرد اى امير مؤمنان بما خبر ده كه به خدا سوگند ما ميدانيم كه جز تو بر فراز زمين وصيّ پيامبرى نيست و نيز ما ميدانيم كه خداوند برنينگيخت بعد از پيامبر صلَّى الله عليه و إله ما پيامبرى و همانا فرمان تو بر گردنهاى ماست و پيوست بفرمان پيامبر است . على عليه السّلام نشست و روى بمرد يهودى كرد و فرمود : اى برادر يهود همانا خداى عز و جل در بندگى پيامبرمان مرا در هفت موضع آزمايش كرد سپس مرا علاوه ى بر پاكى فرمانبردار يافت يهودى پرسيد در چه باب امير المؤمنين فرمود اما اول آن هفت موضع همانا خداى تعالى وحى فرستاد بسوى پيامبر ما محمّد صلَّى الله عليه و إله و سلَّم و رسالت را بدوش او بار كرد و من كوچكترين اهل بيت پيامبر بودم از نظر سن كه او را در خانه اش خدمت ميكردم و در برابر پيامبر سعى و كوشش ميكردم در انجام فرمانش . سپس پيامبر كوچك و بزرگ بنى عبد المطَّلب را بسوى شهادت لا إله الا الله و انّه رسول الله خواند همه انكار كردند و دورى از آن حضرت جستند و گوشه گيرى از او كردند و او را از خود راندند و بقيه ى مردم همه دشمن او بودند كار او را بزرگ شمردند بطورى كه دلهايشان نيروى تحمل آن را نداشت و خردهايشان درك نميكرد ، پس تنها من رسول خدا را با شتاب پاسخ دادم به آنچه كه مرا بسوى آن دعوت كرد در حالى كه فرمانبردار او بودم و يقين به او داشتم شك درين باره در دلم پيدا نشد .