جهاد است تمام را بجا آورد در هر عبادتى به آخرين درجه ى آن عبادت رسيد و در مقام و منزلتهاى آن حضرت و شبزنده دارى و خشوع و ترس از خداى تعالى جز رسول خدا كسى به آن پايه ى از عبادت و ترس و بيم كسى پيشى نگرفته بطورى كه خود آن حضرت فرموده است كه نشستن در مسجد براى من بهتر است از نشستن در بهشت زيرا كه در بهشت خوشنودى نفس من است ، امّا در مسجد خوشنودى پروردگار من است .
آيا نمىانديشيد در آنچه كه ضرار بن ضمره ى ليثى از مقام و منزلت على تعريف كرده آنگاه كه بر معاويه وارد شد ، سپس معاويه به دو گفت : على را براى من تعريف كن ؟ ضرار گفت : معاويه از اين بحث در گذر ، معاويه گفت : نه . بايد على را براى من وصف كنى .
گفت : على در آخرين پايه ى عزت و بزرگى قرار گرفته بود او نيرومند و توانا بود ، حق ميگفت و بدادگرى فرمان ميداد ، از وجودش دانش ميدرخشيد ، از اطرافش حكمت روان بود ، از دنيا و مظاهر فريبنده اش بيمناك بود ، انسى با تاريكى شب و وحشت آن داشت .
به خدا سوگند اشك او جارى بود و فكر و انديشه ى طولانى داشت دستهايش را زير و رو ميكرد و بهم ميزد ، نفسش را مخاطب قرار ميداد و با پروردگارش نيايش ميكرد ، لباس درشت و خشن ميپوشيد و غذاى غير لذيذ و ساده مىخورد آنگاه كه در ميان ما بود چون فردى از ما بود ، هر گاه از وى چيزى ميپرسيديم بما نزديك ميشد ، ما با اينكه به او خيلى نزديك بوديم با اين حال از هيبت آن حضرت جرأت
إرشاد القلوب ( فارسي ) — صفحة 20
مساهمون: الحسن بن محمد الديلمي
ص٢٠