هنگام پيش من آمد با ارمغانى سربسته حلوائى بود كه گويا آن را به آب دهن مار و زهر آن آميخته بودند . به دو گفتم : آيا اين ارمغانست يا زكات است يا صدقه كه صدقه و زكات بر ما اهل بيت حرام است ، او گفت : نه زكات است نه هم صدقه بلكه ارمغانيست گفتم : مادران در سوكت اندر شوند از راه دين آمده اى مرا فريب دهى ؟ ديوانه اى ؟ يا جن زده ؟
بخداى سوگند اگر هفت اقليم را با آنچه كه در زير آسمانها است به من بدهند تا در باره ى مورى ستم كنم و پوست جوى را كه در دهن دارد از او بگيرم و نافرمانى خدا را كنم چنين كارى نخواهم كرد همانا دنياى شما در پيش من زبونتر است از برگى كه در دهن ملخى باشد كه آن را ميجود ، على را چه كار با نعمتى كه رو بنا بودى ميرود ، و خوشيى كه باقى نخواهد ماند پناه ميبرم به خدا از خرد و عقل خوابيده و از تبه كارى و لغزش . اين بود اصول و ريشههاى فضيلتها
إرشاد القلوب ( فارسي ) — صفحة 17
مساهمون: الحسن بن محمد الديلمي
ص١٧