نظرش را از دنيا جدا ميكرد بطورى كه در آن حال درد و المى را درك نميكرد زيرا هر گاه ميخواستند تيرى كه بر بدنش فرو رفته بيرون آورند او را واميگذاشتند تا مشغول نماز شود .
در آن هنگام كه به نماز ميايستاد و متوجه بسوى خداى تعالى ميشد تير را از بدنش بيرون ميكشيدند و او اصلا حس نكرد پس چون از نماز فارغ شد تير را ديد بفرزندش حسن عليه السّلام فرمود : اين نيست مگر كار تو اى حسن عليه السّلام .
على عليه السّلام هيچ گاه نماز شبش را ترك نكرد حتى در شب ليلة الهرير ( 1 ) نماز شب آن حضرت ترك نشد و آن حضرت روزى در جنگ صفين كه آتش جنگ روشن بود و زبانه ميكشيد تماشاى خورشيد ميكرد سپس ابن عباس عرض كرد يا امير المؤمنين چرا تماشاى خورشيد ميفرمائيد فرمود براى اينكه بدانم كى وقت زوال خورشيد مىشود تا نماز بخوانم ، ابن عباس عرض كرد آقا مگر اكنون كه ما سرگرم پيكاريم وقت نماز است على عليه السّلام فرمود : مگر براى چى ميجنگيم همانا ما براى نماز پيكار ميكنيم .
اما از نظر عبادتهاى پنجگانه كه نماز و زكات و روزه و حج و
هامش
( 1 ) ليلة الهرير يكى از شبها بود كه در جنگ صفين لشكر على و معاويه بجان يك ديگر افتادند و در آن شب سربازان دشمن از ترس شمشير على صداى گربه ميكردند بدين مناسبت آن شب را ليلة الهرير ناميدند و در آن شب على عليه السّلام پانصد نفر از سربازان دشمن را كشت و مالك اشتر نيز پانصد نفر ولى فرقش اين بود كه مالك هر كس را ميديد مىكشت ولى على عليه السّلام توجه ميكرد اگر كسى در نسل آينده و صلب او مؤمنى بود نمىكشت .