تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إرشاد القلوب ( فارسي ) — صفحة 127

مساهمون:

ص١٢٧
عرضكردند اى رسول خدا بواسطه ى اينكه شما فرموديد كه خداوند اول و آخر و ظاهر و باطن است در كتابش كه از آسمان بر تو فرود آمده سپس رسول خدا فرمود واى بر شما از كجا ميدانيد كه خورشيد چه گفته است اما گفته ى خورشيد كه گفت يا على تو اولى راست است على اول كسى است كه ايمان آورده به خدا و رسولش از كسانى كه من بايمان دعوت كردم از مردان و خديجه است از ميان زنان . و اما گفته ى خورشيد كه گفت آخرى بواسطه ى اينست كه على آخرين وصى و من آخرين پيامبر و خاتم پيامبرانم و اما گفته اش كه گفت ظاهر همانا هر چه خدا به من بخشيد از علم و دانش على ظاهر و آشكارا كرد ، دانش او غير دانش من نيست و خدا بعد از من جز بعلى و فرزندانش دانش خود را نياموخت و اما گفته ى خورشيد كه گفت باطن به خدا سوگند كه على باطن علم و دانش اولين و آخرين و ساير كتابهاى فرود آمده ى بر پيامبران و رسولانست و خداوند نيفزود به من علمى را كه على او را نميدانست و نه بخشيد به من وصفى را كه به او هم عطا نكرد مردم سپس چه چيز را انكار ميكنيد . همه ى آنان گفتند اى رسول خدا ما استغفار مىكنيم اگر آنچه را كه شما ميدانيد ما هم بدانيم برترى شما و على بر ما از ميان برداشته مىشود از خدا براى ما طلب آمرزش كن سپس خداوند سبحان اين آيه را فرو فرستاد : « * ( سَواءٌ عَلَيْهِمْ أَسْتَغْفَرْتَ لَهُمْ أَمْ لَمْ تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ لَنْ يَغْفِرَ الله ) *