* ( لَهُمْ إِنَّ الله لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفاسِقِينَ ) * ( 1 ) اين آيه در سوره ى منافقانست اين داستان هم از نشانههاى امامت عليه السّلام است .
و از حضرت باقر عليه السّلام روايت شده كه هنگامى كه حضرت على مهياى جنگ با معويه مىشد و مردم را وادار به پيكار با او مىكرد ناگاه دو مرد مرافعه ى خود را بسوى آن حضرت آوردند يكى از آن دو در سخن گفتن شتاب داشت و سخن فراوان ميگفت امير المؤمنين توجهى به او كرد و فرمود : چخ ناگاه سر آن مرد به صورت سر سگى شد آنان كه دور و بر بودند حيران شدند آن مرد رو به حضرت آورد و زارى كرد و مىخواست به صورت اول برگردد سپس حضرت نگاهى به او كرد و لبهايش را به حركت در آورد آن مرد به صورت اوّل برگشت .
بعضى از ياران بسوى او رفت و عرضكرد تو اين قدرت و نيرو را دارى و آماده ى جنگ معويه مىشوى چرا اندكى از اين نيرو را كه خدا به تو بخشيده مصرف او نمىكنى حضرت اندكى سرش را پائين افكند بعد سرش را بلند كرد و فرمود سوگند به آن كسى كه دل دانه را شكافت و جانداران را آفريد اگر بخواهم با پايم با اين پايم بزنم در طول اين بيابانهاى با آب ، صحراها ، و گوديها تا بكوبم سينه ى معويه را در بالاى تختش سپس او را با مغز به زمين كوبم همانا انجام مىدهم و اگر خدا را سوگند دهم كه پيش از آنكه از جايم حركت كنم او آورده شود يا پايش از آنكه يكى از شما ديدگانش را به هم زند ميتوانم اين كار را انجام دهم ولى من همان طورى هستم كه خداى عز و جل مى
هامش
( 1 ) منافقون آيه 6 يكسانست براى ايشان چه طلب آمرزش كنى يا استغفار نكنى نمىآمرزد خدا بر ايشان همانا خدا هدايت نميكند فاسقان را .