تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إرشاد القلوب ( فارسي ) — صفحة 124

مساهمون:

ص١٢٤
گفتند كه يكى از آنها گفت كاش محمّد نشانه اى براى على مىآورد آنچنان كه براى خودش نشانه شكافتن ماه آورد لذا خداوند اين ستاره را بر فراز خانه ى على فرود آورد آن ستاره همچنان به حال خود باقى بود تا اينكه همه ى ستارگان آسمان غروب كردند . رسول خدا نماز صبح را خواند مردم مىآمدند و عرض ميكردند ستاره اى در آسمان بجا مانده و اين ستاره هنوز باقى است رسول خدا در پاسخ آنان فرمود اينكه حبيب من جبرئيل است كه درين باب آيه اى از قرآن آورده كه هم اكنون مىشنويد سپس آيه را خواند « * ( وَالنَّجْمِ إِذا هَوى ما ضَلَّ صاحِبُكُمْ وَما غَوى وَما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحى عَلَّمَه شَدِيدُ الْقُوى ) * » ( 1 ) بعد ستاره بلند شد مردم تماشا ميكردند و خورشيد تابيد و ستاره در آسمان نهان شد سپس گروهى از منافقان گفتند اگر بخواهد اين خورشيد را فرمان ميدهد كه على را با نام صدا زند و خورشيد بگويد اين پروردگار شماست او را پرستش كنيد سپس جبرئيل فرود آمد پيامبر را به آنچه منافقان گفته بودند آگاه كرد و خبر داد و اين داستان در شب و صبح پنجشنبه بود سپس پيامبر با چهره ى گرمى روى بمردم آورد و فرمود على را از منزلش بخوانيد بيايد على را خواندند . فرمود اى ابا الحسن گروهى از منافقان امت من به معجزه ى فرود آمدن ستاره قناعت نكردند بطورى كه گفته‌اند اگر محمّد بخواهد
هامش
( 1 ) آيات اول سوره ى نجم سوگند بستاره چون فرود آيد كه رسول شما گمراه نيست او به خواهش نفس سخن نميگويد سخنش جز وحى نيست جبرئيل او را آموخت .