تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إرشاد القلوب ( فارسي ) — صفحة 126

مساهمون:

ص١٢٦
عليك السّلام اى برادر رسول خدا و وصى او گواهى مىدهم باينكه تو اول و آخر و ظاهر و باطن هستى و تو بنده ى خدا و برادر رسول خدا از روى حق و حقيقتى ، اندام مردم بلرزه در آمد و خردهايشان در هم آميخت و از خشم صورتهايشان سياه شد و سوى رسول خدا آمدند . عرضكردند اى رسول خدا اين امر شگفت آور چيست از قدرت پيامبر و رسولان و امتهاى گذشته و قديم خارج است تو بما ميگفتى على بشر نيست و او پروردگار شماست او را پرستش كنيد سپس رسول خدا به آنان فرمود در مقابل مردم در ميان مسجد ميگوئيد آنچه را را خورشيد گفت و گواهى ميدهيد به آنچه كه شنيديد آنان گفتند على حاضر مىشود كه بگويد ما بشنويم و گواهى دهيم به آنچه كه بخورشيد گفت و آنچه خورشيد براى او گفت سپس رسول خدا به آنان فرمود نه بلكه شما بگوئيد . عرضكردند كه على بخورشيد فرمود : سلام بر تو اى آفريده ى جديد خداوند ، بعد از آنكه مردم همهمه كردند و از گفته ى او بقيع بلرزه در آمد سپس خورشيد او را پاسخ داد و گفت بر تو سلام اى برادر رسول خدا و جانشين او من گواهى مىدهم كه تو اولى و آخرى و ظاهرى و باطنى و همانا تو بنده ى خدا و برادر رسول خدائى رسول خدا بمردم فرمود سپاس پروردگارى را كه ما را ويژه آنچه را كه شما جاهليد قرار داد و بما بخشيد آنچه را كه نمىدانيد . شما مىدانيد كه من على را برادر خودم قرار دادم سواى شما و شما را گواه گرفتم كه على وصى من است چرا انكار كرديد چرا آنچه را خورشيد در باره ى او گفت نميگوئيد كه تو اول و آخر و ظاهر و باطنى .