رسول خدا تبليغ كرد .
نه نفر از مفسدان در خانه ى اقرع بن حابس تميمى گرد آمدند كه در آن خانه در آن هنگام صهيب رومى جا داشت و اين نه نفر آنانند كه هر گاه امير المؤمنين عليه السّلام در شماره ى آنان شمرده شود عده آنها ده نفر مىشود و اينان ابو بكر ، عمر ، عثمان ، طلحه ، زبير ، سعد ، سعيد ، عبد الرحمن بن عوف ، ابو عبيده جراح است ، گفتند محمّد صلَّى الله عليه و إله در دوستى على بطوريست كه اگر قدرت پيدا كند ميگويد او را پرستش و عبادت كنيد .
سعيد بن ابى وقاص گفت كاش درين باب على نشانه اى از آسمان براى ما مىآورد آنچنان كه براى خودش خداوند نشانه آورد مانند شكافتن ماه و غير آن از نشانهها .
آن شب را بامداد كردند سپس ستاره اى از آسمان فرود آمد بر فراز ديوار خانه ى على آويزان شد كه تمام شهر مدينه را روشن كرد بطورى كه روشنى آن در همه ى خانهها و پستى و بلنديها و غارها جا گرفت سپس مردمان مدينه در ترس و بيم سختى افتادند و از خانهها بيرون آمدند و نميدانستند كه آن ستاره ى درخشان بر فراز خانه ى كى فرود آمده و كجا آويزانست ولى آن ستاره را بر فراز بعضى از خانههاى رسول خدا ميديدند چون رسول خدا فرياد و ناله ى مردم را شنيد به طرف مسجد رفت فرياد زد مردم چه چيز شما را بترس و وحشت افكنده اين ستاره بر فراز خانه ى على امير المؤمنين على بن ابى طالب عليه السّلام است ؟ عرضكردند بلى اى رسول خدا .
فرمود آيا به آن نه نفر منافق كه ديروز در خانه صهيب رومى گرد آمدهاند نمىگوئيد كه در باره ى من و على بن ابى طالب سخنانى
إرشاد القلوب ( فارسي ) — صفحة 123
مساهمون: الحسن بن محمد الديلمي
ص١٢٣