تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إرشاد القلوب ( فارسي ) — صفحة 285

مساهمون:

ص٢٨٥
و چنين آمده در قرآن كريم « * ( فَكُّ رَقَبَةٍ أَوْ إِطْعامٌ فِي يَوْمٍ ذِي - مَسْغَبَةٍ ) * ( 1 ) آزاد كردن بنده يا غذا دادن در روز گرسنگى گفته است آزاد كردن بنده را از حرص و طمع هر كس قناعت كند عزت را بر ذلَّت و آسايش را بر ناراحتى اختيار كرده . و روايت شده كه حضرت داود عرضكرد : پروردگارا ميخواهم هم نشينم را در بهشت بدانم كه كيست ؟ پس خدا به او وحى فرستاد كه همنشين تو در بهشت متى پدر حضرت يونس پيغمبر است سپس از پروردگار اجازه ى ملاقات با او را خواست خدا هم به او اجازه داد داود دست پسرش حضرت سليمان را گرفت تا آنكه به منزل متى رسيدند ديدند كه او را در يك خانه اى از نى است از او پرسيدند در كجاست گفته شد كه در بازار هيزم فروشان هيزمشكنى مىكند و ميفروشد . داود و سليمان نشستند در انتظار متى ناگاه ديدند مىآيد پشته ى هيزمى بر سر دارد هيزم را به زمين افكند بعد حمد خدا كرد و بعد هم گفت كيست كه از من بخرد جنس پاكيزه اى را به پول پاكيزه اى سپس يكنفر قيمت گذارد و ديگرى هم خريد سليمان و داود به او نزديك شدند سلام كردند او گفت بفرمائيد منزل برويم . روانه شديم با پول هيزم قدرى گندم خريد گندمها را با آسياب دستى آرد كرد بعد در ميان تقارى خمير نمود سپس آتش تنور را روشن كرد نان پخت و نانها را حاضر كرد قدرى نمك آورد و ظرف آبى دو زانو در مقابل سفره نشست لقمه ى اول را برداشت در دهان گذارد
هامش
( 1 ) بلد 12 .