كرده باشد و قناعت قرار نميگيرد مگر در دل مؤمنى كه از هم و غم دنيا راحت است قناعت فرشته ايست كه جز در دل مؤمن در جايى قرار نگيرد و رضا بودن بقناعت ريشه پارسائيست و معناى رضا آرامش در مقابل فراهم نبودن خواسته است و خوشنود بودن باندكى از روزى و افسوس نخوردن بر آنچه كه از دست انسان ميرود .
و چنين آمده در تأويل آيه ى شريفه ى * ( « لَيَرْزُقَنَّهُمُ الله رِزْقاً حَسَناً ) * ( 1 ) و همانا روزى ميدهد ايشان را خدا روزى خوب فرموده است : مراد ازين روزى قناعت است زيرا كه معناى قناعت خوشنودى نفس است به آنچه كه از روزى دارد اگر چه آن روزى اندك باشد .
و بعضى از بزرگان گفتهاند كه ثروت و عزّت به خود باليدند و نازش كردند سپس قناعت را ديدند آرام گرفتند .
و روايت شده كه حضرت على عليه السّلام بقصابى گذشت كه گوشتهاى چاق و فربه در دكان داشت مرد قصاب عرضكرد : اى امير المؤمنين ازين گوشتهاى چاق خريدارى كنيد حضرت فرمود : پول همراه من نيست . قصّاب گفت : نسيه مىدهم فرمود من به نخوردن گوشت صبر مىكنم و نسيه نمىبرم .
و خداى تعالى پنج چيز را در پنج چيز قرار داده عزّت را در طاعت ذلت و پستى را در گناه و معصيت ، حكمت و دانش را در شكم خالى ، هيبت را در نماز شب . و ثروت را در قناعت و در زبور است كه قناعتكننده ثروتمند است اگر چه گرسنه و برهنه باشد و هر كس قناعت كند از مردم زمانش راحت است و آرامش خاطر دارد .
هامش
( 1 ) حج 58 .