كودك صغير به او بدهم زيرا كه اين اموال از مال شما است كه پسانداز شده سپس مأمون در پاسخ نوشت مال را خدا زياد كرده كه فرزندانش بىنياز شود و آنكه درين كار سعايت كند خداى لعنتش نمايد .
باب سى و چهارم - در قناعت است
و در تفسير آمده است راجع بگفته ى خدا تعالى : * ( فَلَنُحْيِيَنَّه حَياةً طَيِّبَةً ) * ( 1 ) زنده ميگردانيم او را بزندگى خوش و گوارا مراد ازين زندگى قناعت است كه به او ميدهيم و نيز در تفسير گفته خداى تعالى كه نقل قول از سليمان مىكند چنين آمده : * ( رَبِّ اغْفِرْ لِي وَهَبْ لِي مُلْكاً لا يَنْبَغِي لأَحَدٍ مِنْ بَعْدِي ) * ( 2 ) پروردگارا سلطنتى بر من به بخشا كه پس از من سزاوار هيچ كس نباشد گفته است مراد به اين ملك قناعت است زيرا كه سليمان با فقيران مىنشست و ميگفت فقيرى در جرگه ى فقيران نشسته .
و از جابر بن عبد الله روايت شده او گفته كه رسول خدا فرموده :
قناعت گنجى است كه تمام نميشود .
و نيز آن حضرت به بعضى از همراهانش فرموده : با ورع باش كه عابدترين مردم باشى ، قانع باش كه سپاسگزارترين خلق باشى ، هر چه را كه براى خويش دوست دارى همان را براى مردم دوست داشته باش تا مؤمن باشى ، با همسايگان نيكو رفتار كن تا مسلمان واقعى باشى ، خنده ات را كم كن زيرا كه خنده ى زياد دل را ميميراند .
مردم ، همه مردگانند مگر آنان را كه خدا بوسيله قناعت زنده
هامش
( 1 ) نحل 99 .
( 2 ) ص 34 .