گمراه مىنمايد در نتيجه ى سخنى كه به او رسانده و شخص نمّام سخن را انتشار ميدهد .
خداى تعالى اصلا باب سخنچينى را بسته و منع فرموده كه سخن او را بپذيريد چنانچه ميفرمايد :
* ( إِنْ جاءَكُمْ فاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَيَّنُوا أَنْ تُصِيبُوا قَوْماً بِجَهالَةٍ فَتُصْبِحُوا عَلى ما فَعَلْتُمْ نادِمِينَ ) * ( 1 ) اگر فاسقى خبرى آورد تحقيق كنيد و زود باور مكنيد كه از روى نادانى مردمى را برنج اندازيد بعد هم پشيمان شويد درين آيه نمّام فاسق ناميده شده و نيز دستور داده كه حرف او را قبول نكنيم مگر پس از بررسى و تحقيق يا بعد از اقرار به سخن چينى و نيز آن كس را كه حرف سخن چين را بپذيرد جاهل و نادان شمرده .
مردى به حضرت على بن الحسين عليه السّلام عرضكرد كه فلان شخص در باره ى شما چنين و چنان ميگويد حضرت به او فرمود : كه حق برادرى برادرت را بجا نياوردى با اينكه او ترا امين دانست تو در باره ى او خيانت كردى و نيز احترام ما را هم نگاه نداشتى زيرا كه ما از تو سخنى شنيديم كه نياز و احتياجى به شنيدن آن نداشتيم آيا نميدانى كه سخن چينان سگهاى دوزخند ببرادرت بگو مرگ براى همه ى ماست و قبر ما را در برگيرد روز قيامت وعده گاه ماست خدا در آن روز بين ما قضاوت كند .
مردى از نمايندگان مأمون به دو نوشت كه فلان نماينده ى تو مرده و يك هزار دينار از او بجا مانده وارثى جز طفلى صغير ندارد اجازه ميفرمائيد اموال را بنفع شما ضبط كنم فقط به اندازه احتياج
هامش
( 1 ) حجرات 6 .