پس از صرف مالى كلان و هزينهاى فراوان ، تنها گوشهاى از آن ويران شد و رخنهاى حاصل گشت . منصور فرمود دست از ويرانى آن باز كشند و به خالد گفت : كنون به سخن تو باز آمديم ؛ امّا خالد گفت : اكنون راى من آن است كه ويران كنى . منصور سبب پرسيد پاسخ داد كه : تا مردم نگويند كه تو از در هم ريختن آن ناتوان شدى . امّا منصور به گفتهء او نرفت و آن را به همان صورت نيمه ويران رها كرد . بنابراين داستان ، مأمون مىگفت : من نمىخواهم كاخى برآورم مگر كه چنان استوار و بلند باشد كه نتوانند ويران كنند .
جاحظ از زبان قاسم تمّار گويد كه : ايوان كسرى را چنان ديدم كه گفتى يك روز پيش از اين از ساختن آن دست باز كشيدهاند .
مبرّد گويد : حذيفه بن اليمان و سلمان در كار دنيا با هم سخن مىگفتند ، سلمان گفت : از شگفتيهاى دنيا رفتن برّههاى غامدى بالاى تخت كسرى بود ، و آن چنان بود كه عربى از قبيله غامد برّه مىچرانيد ، چون شب فرا رسيد گلّه را به سوى صحن ايوان برد و در صحن تختى مرمرين بود ، برهها روى آن تخت كه كسرى غالبا بر آن مىنشست - راه مىرفتند . از ميان كسانى كه به ايوان مثل زده ، ابن الرومى است كه در نكوهش آن گفته :
كان للكركدنّ قرن فاضحى * و هو اليوم عند قرنك مدرى
و من يكن قرنه كقرنك هذا * فليكن بابه كايوان كسرى
يعنى : كرگدن را شاخى بود كه امروز در پيش شاخ تو كلوخى بيش نيست هر كه او را شاخى چون شاخ تو باشد بايد كه دربارش چون ايوان كسرى باشد .
ايوان مدائن -
ايوان كسرى .
[ ب ]
باب الآخرة .
ابن المعتزّ در فصول قصار گفته : مرگ دروازهء سراى آخرت است .
باب الجنّة .
على - درود خدا بر او باد - در خطبهء جهاديّه فرموده : امّا بعد فانّ الجهاد باب من ابواب الجنّة . . . يعنى جهاد يكى از درهاى بهشت است . هر كس از آن روى