يكى از ويژگيهاى هجده گانه پرويز گرديد كه پيش از وى به هيچ پادشاهى نبخشيده بودند . بعضى نيز بناى آن را به انوشروان نسبت داده گفتهاند كه كاخ شاهى و ايوان را انوشروان ساخت . ابو نصر مرزبانى ، خود ، براى من اين ابيات را خواند :
قلت لمّا رايته فى قصور * مشرفات الجدران و البنيان
هبك كسرى كسرى الملوك انوشر * وان بانى الأبواب و الأيوان
اىّ شكر ترجوه منّى اذا لم * تقض لى حاجتى و ترفع شانى !
يعنى : چون او را در كاخهايى ديدم با شالودهاى استوار ، و ديوارهايى بلند ؛ گفتم : انگار شاه شاهان ، انوشروانى ، كه بارگاه و ايوان برافراخت .
چون هيچ نيازى را از من برنياوردى و پايگاه مرا برنكشيدى چه سپاسى را از من چشم مىدارى ؟ !
و ابن قتيبه در كتاب « المعارف » ساختن ايوان را به شاپور ذوالاكتاف نسبت داده .
درازاى آن را صد ارش و پهناى آن را پنجاه ارش و بلندى آن را نيز صد ارش گفتهاند . جنس بنا از آجرهاى بزرگ و گچ بوده و كلفتى گنبد ، پنج آجر بود و بلندى هر كنگره پانزده ارش .
هنگامى كه منصور بغداد - مدينه اسلام - را ساخت ، خواست ايوان را ويران كند و از ريخته و كندههاى آن بناها بسازد ؛ پس در اين باره با خالد برمك راى زد . خالد او را از اين كار بازداشت و گفت اين كار را نكن كه اين كاخ نشانه اسلام است چه ، مردم چون آن را ببينند دانند كه دارندهء چنين بنايى را تنها پيامبر خدا مىتواند از ميان بردارد ، جدا از اين ، اين كاخ نمازگاه علىّ بن ابى طالب ( ع ) بوده ، و [ به كنار از اينها ] هزينه ريختن و ويران كردن آن بيش از بهره و درآمد آن است . منصور به خالد گفت : از دوستدارى ايران ، سر مىكشى و چنين مىگويى . پس فرمان داد كه آن را بكوبند و بريزند . امّا