يعنى : پس خبرهاى دروغ مىبينم كه از سوى فرومايگان سرچشمه گرفته است ، و كسى كه جامهء فاخر كبر و لافزنى پوشيده . و بدان كه هو انداختن عوام پيش درآمد رويدادى است كه بىگمان اتفاق مىافتد .
در تلفظ عاميانهء مردم بغداد كلمه « عوامّ » بدون تشديد گفته مىشود اما درست آن با تشديد است .
اردية مصر .
- برود اليمن .
ارض اللّه .
مردم دربارهء گردش در كرانههاى زمين و جستن روزى ، بسيار سخن گفته و ديگران را به آن برآغاليدهاند . . . سعيد بن محمد الطبرى گفته :
ساغنى بالهبيد و باللّبيد * و بالفلوات عن قصر مشيد
فارض اللّه واسعة امامى * اذا ضاق الفضاء على البليد
يعنى : به جاى [ آرميدن در ] كاخهاى بلند ، سر به بيابان خواهم گذاشت و به دانهء تلخ حنظلى و كيسهاى بسنده خواهم كرد . آن گاه كه فضا بر آدم تنبل كند ذهن تنگ آيد ، من زمين خدا را در برابر خود بس فراخ مىبينم .
[ روشن است كه ] اين سخنان زيبا و رسا همه از كلام خدا اقتباس شده كه فرمود :
« أَ لَمْ تَكُنْ أَرْضُ اللَّهِ واسِعَةً فَتُهاجِرُوا فِيها
« 1 »
. »
ارنب الحلّة
- ضبّ السّحا .
ازواد الرّكب .
( ره توشهء سواران ) لقب سه تن از [ بزرگان و بخشندگان ] قريش است :
مسافر بن ابى عمرو بن امّيه ، و زمعة بن الاسود بن المطلّب بن اسد بن عبد العزّى بن قصّى ، و ابو اميّة بن المغيرة بن عبد اللّه بن عمر بن مخزوم . از آن روى بدين لقب خوانده شدند كه همسفران آنها توشهء راه برنمىداشتند زيرا كه اينان همه را نان و خوراك مىدادند ، و هر چند اين شيوه ، خوى همه اشراف قريش بوده امّا تنها اين سه تن به اين لقب شهره هستند .
هامش
( 1 ) - سوره نساء - 97