و دربارهء استعارهء . « اديم » به غير زمين ، نويسندهاى « أديم المودّة » به كار برده و گفته : سرزنش بسيار روى مودّت و دوستى را تباه مىكند .
اديم السماء
- كبد الماء .
اديم الماء .
همان گونه كه « اديم » را به استعاره براى زمين و آسمان به كار مىبرند براى آب نيز به كار برده مىشود . كشاجم در وصف ماهى گفته :
و ابنة ماء فى اديم ماء * بيضاء مثل الفضّة البيضاء
يعنى : و دختر آب ( ماهى ) در روى آب مانند نقرهء سپيد مىدرخشد .
و درباره اديم السماء ابو عثمان در حق زنى - قتول نام - كه جامهء كبود پوشيده بود گفته :
ما تعدّت قتول ان لبست زيّ * ا شبيها بوجهها ذى البهاء
لبست أزرقا فجاءت بوجه * يشبه البدر فى اديم السّماء
يعنى : قتول ، در اينكه جامهاى درخشان مانند رنگ خود پوشيده بود زيادهروى نكرده ، او درآمد در جامهء كبود چون پهنه آسمان و رخسارى چون ماه تمام .
أذن الحائط .
در امثال عرب آمده : ديوار گوش دارد ، يعنى آن سوى ديوار كسى است كه به سخنان تو گوش فرا مىدهد . در اين باره ابو حفص عمر بن على دو بيت زير - از اشعار خود - را براى من خواند :
و بارد الطلعة حاذانا * و استرق السّمع فآذانا
فقلت للجلّاس لا تنبسوا * فإنّ للحيطان آذانا
يعنى : ناخوش ديدارى رو در روى ما قرار گرفت و دزدانه به سخنان ما گوش داد و ما را آزرد . به همنشينان گفتم حرف نزنيد كه ديوار گوش دارد .
اذناب البقر
- نواصى الخيل
اذنا عناق « 1 »
عرب گويد با گوشهاى سياه گوش پيش من آمد يعنى حرفهاى دروغ و ناراست مىگفت . نيز گفتهاند اين صفت فتنهها باشد - از آن به خدا مىپناهيم - .
هامش
( 1 ) - عناق در لغت هم به معنى بزغاله ماده است و هم سياه گوش ياقره قولاخ . ( م )