خوارزمى هر گاه كه مىخواست پس گرد را وصف كند مىگفت مشية السرطان و بول الجمل ، زير اشتر نيز به پس پشت بول مىكند .
كسى شعر ابو منصور العبدونى را براى من خواند دربارهء ابو احمد بن ابى بكر بن حامد الكاتب . به اين ابو احمد - به جهت دلبستگى فراوانش به عطوى و از برداشتن اشعار او - لقب عطوانى داده بودند . شعر اين است :
أبا أحمد ضيّعت بالخرق نعمة * أفادكها السّلطان و الأبوان
فقد صرت مهتوك الجوانب كلّها * و لقّبت للإدبار بالعطوانى
و أفكرت فى عود إلى ما أضعته * و قد حيل بين العير و النّزوان
فرأيك فى الإدبار رأى أخذته * و علّمته من مشية السّرطان
يعنى : اى ابو احمد نعمتى را كه سلطان و پدر و مادر به تو بخشيده بوند به نادانى تباه كردى پس رسواى همگان گشتى و از روى بدبختى تو را عطوانى خواندند .
انديشيدى كه دوباره برگردى و آنچه را كه تباه كردهاى به دست آرى و كنون ميان الاغ و جستن وى از شادى فاصله افتاد ( جبران مافات ممكن نيست ) امّا اين انديشهء بازگشت را تو از پس پس رفتن خرچنگ آموختهاى .
مشية القبج .
هر رفتار ظريف و خراميدن را به راه رفتن كبك مانند كنند . شاعر گفته :
و كم عقعق قدرام مشية قبجة * فأنسى ممشاه و لم يمش كالحجل
يعنى : بسا زاغ كه خواست راه رفتن كبك آموزد ، امّا رفتار خويش را فراموش كرد بى كه خراميدن كبك ياد بگيرد .
مصبّ أموال الدنيا
- قبّة الاسلام .
مصباح السّرور .
در كتاب « المبهج » آمده كه : شراب چراغ شادمانى است و همو كليد بديهاست .
مطارح ميسان
- بسط أرمينيّة .